محمد علی سجادی :شخصيت رضا كيانيان در جستجوگران نمونه اي از افرادی چون شهرام جزایری است

سايت خبري سيما فيلم/ سيد رضا صائمي : پرونده "جست و جوگران" هم بسته شد تا محمد علي سجادي به ليست كارگردان هايي اضافه شود كه براي تلويزيون سريال ساخته اند . هرچند او از فرايند ساخت اين مجموعه ، رضايت چنداني ندارد و از موانع و چالش هايي مي گويد كه در مسير ساخت "جست و جوگران" وجود داشته است .
با اين حال مي توان اين مجموعه را تجربه اي متفاوت در سريال سازي دانست كه نه ملودرام است ، نه خانوادگي و نه طنز و كمدي . ضمن اينكه براي اولين بار مخاطبان تلويزيون با تصويري جديد از بازرس و اداره بازرسي آشنا مي شوند وکاراکتر آن اگرچه به پليس شباهت دارد ،اما در همان جايگاه قرار نمي گيرد . به نوشته وبلاگ محمد تاجیک به تصوير كشيدن پرونده مفاسد اقتصادي در قالب يك سريال به اندازه كافي كنجكاوي برانگيز بود و ما دراين گفت وگو كنجكاوي خود را با محمد علي سجادي ،کارگردان اين مجموعه تقسيم كرديم که از نظر مي گذرد .
***آقاي سجادي،بالاخره شما هم به جمع كارگردان هايي پيوستيد كه از سينما وارد تلويزيون شدند و سريال ساختند. از اين تجربه راضي هستيد؟
فكر مي كنم كه تمام كارگردان هاي سينما حتي براي يكبار هم شده دوست دارند كه كار در تلويزيون را تجربه كنند . بالاخره اين رسانه طيف بيشتري از مخاطب را در برابر خود دارد و اين موضوع براي من بسيار مهم است،البته پيش از اين ها قصد سريال سازي براي تلويزيون را داشتم و چند تله فيلم هم ساخته بودم كه هربار ، کار روي آن ها به دليلي اتفاق نيفتاد. "جست و جوگران" هم به شكلي ناقض پخش شد و قسمت آخر آن روي آنتن نرفت. وقتي تلويزيون با يك سريال چنين برخوردي مي كند، طبيعي است كه كارگردان هاي سينما ،انگيزه خود را براي سريال سازي از دست مي دهند.

***در حالي که برخلاف انتقاد شما به عملكرد تلويزيون ، برخي معتقد بودند كه "جست وجوگران "يك سريال سفارشي است و....
اشكال ندارد . هركسي حق دارد نظر خود را بيان كند و طبعا با بيان اين مطلب دشمني يا غرض ورزي با من ندارند ، ولي واقعيت اين است كه كسي يا دستگاهي به ما اين قصه و سريال را سفارش نداده بود زيرا اگر چنين بود ، آن را به طوركامل پخش مي كردند! اگرهم فرض كنيم كه سفارشي بوده ، حاصل كار، اين را نمي گويد."جست و جوگران "نه تنها دفاع يا تبليغ خاصي را ارائه نمي داد بلکه  نوعي نگاه انتقادي به اوضاع اجتماعي و عملكرد برخي دستگاه ها نيز داشت،اما سعي كرديم با نگاهي گزارش گونه و بي طرفانه ، مفاسد اقتصادي در برخي ادارات و سازمان ها را بررسي كنيم.

***شايد اين انتقادات به اين برمي گردد كه شما برخی از پرونده هاي سازمان بازرسي دستمايه کارخود قرارداديد؟
نمي دانم ولي آن سازمان بازرسي كه شما در "جست وجوگران" مي بينيد، ساخته ذهن من است و گرنه خانم ها درسازمان بازرسي كشور با محيط رسمي که دارد ، به هيچ وجه حضور ندارند.حتي سازمان بازرسي هم به اين مورد اعتراض كرده كه اين تصوير واقعي ما نيست و درست هم مي گويد ،اما من قصد ساختن فيلم مستند نداشتم و بايد آن را در ساختاري دراماتيك كه كشش و جذابيتي نمايشي دارد ، ارائه مي دادم. اين کار، ادامه طبيعي كارهاي قبلي من است يعني تلفيق ساده اي از تعليق و معما با مفاهيم و مصاديق اجتماعي. به همين دليل ، معتقدم كه "جست وجوگران" مانيفست كارهاي من بوده و آنچه من از سينما آموختم در اين سريال به كار گرفته شده است. به طوري که ازنظر محتوايي و شيوه ساخت به اعتقادات و اصول حرفه اي كار من وفادار است. مثلا، شما در اين مجموعه تلويزيوني، انسان مطلقا بد يا خوب نمي بينيد زيرا شخصيت هاي آن همه  خاكستري هستند . به هر حال ، نشانه ها و دلايل زيادي مي توان در اين کار يافت كه اثبات مي كند اين سريال سفارشي نبود.
***به نظر مي رسد، همان رويكردي كه در آثار سينمايي شما در ژانر پليسي وجود داشت در "جست وجوگران" هم ادامه يافت يعني همان رويكرد تحليل گري كه به ريشه يابي رفتاري-رواني و تحليل جامعه شناختي آسيب هاي اجتماعي مي پردازد . به اين ترتيب،شما صرفا به طرح صورت مسئله اكتفا نكرديد.
دقيقا همين طور است. من سعي كردم به موضوعي مثل پرونده مفاسد اقتصادي ،نگاهي ژورناليستي نداشته باشم و به گونه اي اين قصه را بازنمايي كنم كه تاريخ مصرف نداشته باشد و در عين اينكه اوضاع اجتماعي امروز را نقادي مي كند ،بيست سال ديگر هم قابل ديدن و استفاده باشد.

***ولي كاش سراغ برخي پرونده هاي داغ و جنجالي در باب مفاسد اقتصادي مثل ماجراي شهرام جزايري هم مي رفتيد...
خب، نمي خواستم به سمت يك نوع ژورناليست تصويري بروم. طرح مستقيم اين پرونده ها در يك سريال تلويزيوني قطعا با واكنش  و حواشي زيادي مواجه مي شد و کار را هم دچار حاشيه سازي مي كرد ضمن اينكه من با خلق پرسوناژهاي مشابهي مثل شهرام جزايري در واقع به مختصات چنين آدم هايي پرداختم؛ شخصيت رضا كيانيان نمونه اي از اين آدم هاست كه چند شغل و مسئوليت دارد و با تظاهر و رياكاري به كار خلاف قانون مشغول است.

***خيلي عجيب بود كه بازيگري مثل رضا كيانيان با آن سابقه و اعتبار سينمايي حاضر مي شود در يك اپيزود از اين سريال بازي كند..
اين همان امتيازي است كه بايد قدر آن را دانست.خوشبختانه من و منوچهر شاهسواري آن قدر اعتبار نزد كيانيان داشتيم كه حاضر شود در اين سريال آن هم در يك اپيزود حضور داشته باشد.

***اين نقش به كاراكتر رضا كيانيان در فيلم"همیشه پاي يك زن در ميان است" شباهت زيادي داشت ...
بله ، ولي آن يك نقش فانتزي و كمدي بود و با اين كاراكتر تفاوت هاي زيادي داشت. درواقع "جست و جوگران" رماني تصويري است كه داستان آن ريشه در واقعيت دارد به همين دليل ، كاراكترهاي آن باور پذير از كار درآمده است.
***اصلا چطور شد كه ساختار اپيزوديك را براي اين كار در نظر گرفتيد آن هم براي يك سريال تلويزيوني كه غالبا داستان تك خطي و مشخص را دنبال مي كنند ؛نگران اين نبوديد كه اين ساختار باعث شود كه مخاطب رشته داستان را از دست بدهد و نتواند با اين مجموعه ارتباط برقرار كند؟
ما با چند پرونده و قصه متفاوت رو به رو بوديم كه نمي شد به صورت يك خطي آن را مطرح كرد. طرح اوليه اي كه داشتم، سيزده تا داستان بود  كه شش تاي آن ها را كه جذابيت دراماتيكي بيشتري داشت ، انتخاب کردم. اتفاقا اين کار مي تواند شيوه اي تازه در سريال سازي باشد كه به خوبي هم پاسخ داد. هر يك از اين داستان ها ابعادي مختلف از مفاسد اقتصادي را نشان مي داد و هريک جذابيت هاي دراماتيكي ويژه خود را داشت.

*** بدنيست درباره مسعود رايگان هم بپرسم كه در واقع نقش ثابت و اصلي اين مجموعه را بر عهده داشت. به نظر مي رسد، همكاري شما با ايشان در "مخمصه" باعث شد تا او را انتخاب کنيد .
بله. تجربه همكاري با او در اين فيلم بسيار موثر بود و به نظر من در سريال هم خيلي خوب توانست از پس نقش بهرامي برآيد.

***شايد براي اولين بار بود كه مخاطبان تلويزيون با تصوير يك بازرس در تلويزيون مواجه مي شدند و شايد به همين دليل هم آن را با نقش پليس اشتباه مي گرفتند .چقدر تلاش كرديد بين پليس و بازرس تداخل نقش به وجود نيايد؟
به هر حال اين مسئله وجود داشت . حتي خود من هم قبل از ساخت اين سريال تصوير درستي از بازرس نداشتم و آن را با وظايف پليس يا مامور اطلاعاتي ، شبيه مي دانستم  و از دلايلي كه مرا به ساخت اين داستان جذب کرد همين مورد بود. در واقع بازرس هم به نوعي كار پليس را انجام مي دهد و با عدد و رقم و كاغذ و قلم كار مي كند . اتفاقا در پي اين بودم كه چگونه اين بازرس را نشان دهم كه مثل موقعيت پليس ، جذابيت دراماتيكي داشته باشد . به هر حال ، سعي كردم كه اين تفاوت را به گونه اي نشان دهم كه مخاطب دچار اشتباه نشود. به همين دليل، در سه جاي قصه - از زبان بهرامي به مجيد مقدم - اين ديالوگ را گذاشتم كه ما بازرس هستيم نه پليس.

***خودتان از ساخت اين سريال راضي بوديد؟
از ساختار و مضامين آن راضي هستم و خوشبختانه بسياري نيز به دليل تازگي موضوع و نوآوري آن از اين مجموعه رضايت داشتند، ولي متاسفانه همکاري و حمايت هاي لازم را انجام ندادند و  هنوز آقاي منوچهر شاهسواري درگير مسائل مالي اين پروژه است.انتظار من اين بود كه حمايت بيشتري كنند.ما تا كي بايد به سختي وبا چنگ و دندان فيلم و سريال بسازيم! در نهايت اگر بخواهم تجربه و احساس خود را در يک جمله از ساخت "جست و جوگران" ابرازكنم، بايد شعر حافظ را مصداق قرار دهم كه فرموده است : گويند سنگ لعل شود در مقام صبر/آري شود وليک به خون جگر شود.

نگاهي به مجموعه جستجوگران/محبوبه ریاستی -جام جم

 
تلنگري به متخلفان مالي
سكانس اول جستجوگران همراه با جسارت است


حس كنجكاوي و دنبال كردن موضوعات پليسي هميشه با آدمي همراه بوده است و طي ساليان اخير موضوعات زيادي از اين دست بهانه‌اي بوده‌اند براي ساخت مجموعه‌هاي تلويزيوني. مجموعه‌هايي كه هركدام مخاطبان زيادي را با خود همراه ساخته‌اند. از شليك نهايي گرفته تا خواب و بيدار و كلانتر.

چند وقتي است كه مجموعه جستجوگران از شبكه2 سيما پخش مي‌شود. اين مجموعه فضاي تازه‌اي را ايجاد كرده است و در اين كار ما شاهد قضايايي هستيم كه مربوط به تخلفات مالي و اداري مي‌شود.

در هر حال مي‌توان گفت جستجوگران توانسته تلنگري به متخلفان مالي ادارات و همين طور مخاطب بزند و مي‌توان گفت براي ساخت اين كار جسارت زيادي وجود داشته است.

در اين هفته به سراغ دست‌اندركاران مجموعه جستجوگران رفتيم تا از شكل‌گيري اين كار برايمان بگويند.

محمدعلي سجادي به عنوان نويسنده و كارگردان در ابتدا پاسخگوي سوالاتمان شد.

سكانس دوم جستجوگران سياسي نيست

محمدعلي سجادي در ابتدا در مورد شكل‌گيري اين كار مي‌گويد: طرح اين سريال مربوط به 3 سال پيش مي‌شود و روي آن تحقيقات خوبي صورت گرفته بود. موضوع كلي كار را پس از مطالعه آن بسيار پسنديدم و شروع به تحقيق در اين زمينه كردم. اين را هم بايد بگويم كه در ابتدا نام اين مجموعه پروند‌ه‌هاي خاموش بود.

سجادي در پاسخ به اين سوال كه جسارت زيادي در اين كار وجود داشته است، مي‌گويد: به هر حال اين كار با حسن‌نيت دوستان شكل گرفت و در اين زمينه نمي‌توان حمايت تهيه‌كننده و مسوولان سيما فيلم را ناديده گرفت. من هم به عنوان كارگردان ريسك كردن را دوست دارم. همان‌طور كه در فيلم رنگ شب، شاهد اين مساله بوده‌ايد.

كارگردان مجموعه جستجوگران درخصوص اين موضوع كه متاسفانه در چند سال اخير سطح سريال‌ها بشدت نزول كرده‌اند و بيشتر جنبه تفريحي و سرگرمي داشته‌اند و حال جستجوگران با يك فضاي جدي و كمي سياسي پا به ميدان گذاشته آيا مخاطبان از آن استقبال مي‌كنند يا خير؟ مي‌گويد: قطعا هر كاري كه درگير موج تكرار شود مخاطبان كمتري هم خواهد داشت. متاسفانه آسان‌پسندي در بين مخاطبان تلويزيون زياد شده است، ‌در قسمت‌هاي ابتدايي جستجوگران، مخاطبان چندان از آن استقبال نكردند، اما در حال حاضر من شاهد عكس‌العمل‌هاي خوبي از جانب آنها هستم. به هر حال من خيلي تلاش كردم كه اين مجموعه با همين فرم و شكل به روي آنتن برود چرا كه برايم اهميت زيادي داشت.

سجادي در پاسخ به اين سوال كه چرا جستجوگران هم سياسي است و هم نيست مي‌گويد: من با سياست كاري ندارم و نمي‌خواهم هم داشته باشم، اما جستجوگران مي‌تواند سياسي هم تلقي شود. به‌هر‌حال فضاي اين نوع كارها در جامعه ما بسيار خالي بود. به نظرم ما جامعه نقدپذيري نداريم. در صورتي كه بشدت به اين مساله نيازمنديم. چون اگر غير اين باشد دچار سردرگمي و بي‌اعتمادي مي‌شويم. او درخصوص اين كه كدام يك از شخصيت‌هاي اين كار نمايانگر و نماينده خود شما در اين كار بوده است، مي‌گويد: نقش حميد عبادي كه رضا بابك آن را بازي مي‌كند نماينده تمام افكار و اهداف من بوده است.

سجادي در انتها مي‌گويد: هرگز در اين كار قصدم اين نبوده است كه بخواهم شعار بدهم يا از شرايط سوءاستفاده كنم.

سكانس سوم تجربه قشنگي بود

هوشنگ توكلي‌ يكي از بازيگران مجموعه جستجوگران است. او در اين سريال در نقش يك سرهنگ بازنشسته ظاهر شده است. از كارهاي قبلي توكلي مي‌توان به مجموعه‌هاي زير تيغ و شاخه طوبي اشاره كرد.

توكلي در ابتدا در پاسخ به اين سوال كه چگونه به اين گروه ملحق شده است، مي‌گويد: من به عنوان بازيگر مهمان به اين مجموعه دعوت شدم. آقاي سجادي را از پيش از انقلاب مي‌شناختم. اما هيچ‌وقت با هم كار نكرده بوديم. تا اين كه در جستجوگران اين همكاري شكل گرفت.

توكلي در مورد قصه اين كار مي‌گويد: قصه اين سريال بسيار خوب و تازه بود. به نظرم نگاه تازه‌اي به‌مسائل پليسي و درام شده بود. به هر حال به نظرم اين سريال تجربه سنگين و البته موفقي بود كه بايد ادامه پيدا كند، تا به نتايج بهتري برسيم.

توكلي در ادامه مي‌گويد: پخش اين‌گونه سريال‌ها براي مخاطبان هم بسيار آگاه‌كننده است و چالش‌هاي زيادي براي او ايجاد مي‌كند و به نظرم در عين حال براي او جذاب هم هست.

بازيگر سريال جستجوگران درخصوص اين موضوع كه مردم در چه صورت از پخش اين‌گونه سريال‌ها استقبال خواهند كرد، گفت: اگر توليدكنندگان راستگو باشند، قطعا مردم هم استقبال خواهند كرد و اگر غير از اين باشد مردم هرگز ارتباط برقرار نمي‌كنند و برايشان باورپذير نخواهد بود. توكلي در مورد نقشش در اين سريال مي‌گويد: به نظرم نقش خوبي است و همين‌طور تجربه قشنگي. سرهنگ رفيعي سعي دارد از تجربيات گذشته‌اش براي گشايش پرونده پيش‌رو كمك بگيرد. چرا كه او هنوز هم به كارش علاقه دارد.

توكلي در ادامه مي‌گويد: معمولا هر كاري كه پيشنهاد مي‌شود را نمي‌پذيرم مگر اين كه بتوانم آن شخصيت را پرورش دهم و همچنين بايد آن را باورپذير كنم.

سكانس چهارم سعي كرديم در هر قسمت يك سوپراستار داشته باشيم

مهدي ميامي از جمله بازيگراني است كه هم تجربه بازي در تئاتر را دارد و هم تلويزيون و سينما، اما هنوز كه هنوز است بازي در تئاتر برايش تجربه متفاوت‌تري است. او در سريال جستجوگران مسوول امور بازيگران بوده. البته در قسمت‌هاي انتهايي كار نيز بازي كرده است.

ميامي در مورد واژه امور بازيگران اين‌گونه توضيح مي‌دهد: امور بازيگران روي تمام مسائل بازيگران نظارت دارد از انتخاب آنها گرفته تا بازيگرداني.

ميامي مي‌گويد: من تنها كسي هستم كه دارم چنين كاري را انجام مي‌دهم و اين كار را با سريال شليك‌ نهايي (داريوش فرهنگ)‌ شروع كردم.

وي درخصوص انتخاب بازيگران مجموعه جستجوگران مي‌گويد: ما در ابتدا يك نشست 3 نفره با آقايان محمدعلي سجادي، منوچهر شاهسواري داشتيم و در آن جلسات شروع به چيد‌مان بازيگران كرديم. البته حرف نهايي و نظر نهايي را آقاي سجادي به عنوان كارگردان مطرح مي‌كردند. به هر حال سعي كرديم در هر داستان يك شخصيت سوپراستار داشته باشيم. مانند رضا كيانيان،‌ گوهر خيرانديش،‌ پانته‌آ بهرام و... .

ميامي در پاسخ به اين سوال كه چرا بيشتر از بازيگران تئاتر براي بازي در اين سريال استفاده كرده است، مي‌گويد: با توجه به شناختي كه از بازيگران تئاتر داشتم دست به اين انتخاب‌ها زدم. ضمن اين كه 90 درصد بازيگران خوب سينما و تلويزيون كارشان را از تئاتر آغاز كرده‌اند. بنابراين مي‌توانستم روي تك‌ تك آنها حساب باز كنم. ميامي در مورد آشنايي‌اش با سجادي اين‌گونه توضيح مي‌دهد: من آقاي سجادي را از همان زماني كه قصد داشتند اولين فيلم‌شان را بسازند، مي‌شناختم و اين آشنايي به سال‌هاي دور برمي‌گردد شايد سال 1359 بود.

ميامي در حال حاضر در سريال قتل در ساختمان 85 به كارگرداني مهدي فخيم‌زاده بازي مي‌كند و قصد دارد در تازه‌ترين سريال سعيد سلطاني با نام «ستايش» حضور پيدا كند.

سكانس پنجم از بازي در اين كار لذت بردم

رضا فياضي، بازيگري است كه چهره‌اش براي همه ما آشناست. آن هم پس از گذشت چهل و اندي سال كه مشغول فعاليت در عرصه هنري است. او در اين سريال نقش متفاوتي را بازي كرد، نقشي كه تا به حال از او كمتر ديده بوديم. از كارهاي فياضي مي‌توان به مجموعه‌هاي همسايه‌ها، قصه‌هاي تا به تا،‌ دنياي شيرين و... اشاره كرد.

فياضي در مورد حضورش در اين كار مي‌گويد: با آقاي سجادي براي اولين بار در سال 68 همكاري كردم آن هم در فيلم گزل. تا اين كه پس از آن ديگر شرايط همكاري شكل نگرفت تا مجموعه جستجوگران و به‌خاطر شناختي كه از ايشان داشتم پذيرفتم كه در اين كار به عنوان بازيگر حضور داشته باشم. با وجود اين كه نقشم بسيار كوتاه بود.

فياضي پاسخ اين سوال كه جستجوگران سعي دارد حقايق جامعه را مطرح كند، آيا گفتن اين حقايق ضرورت دارد يا خير مي‌گويد: واقعيت اين است كه جامعه ما نياز دارد به گفتن چنين مسائلي و ما بايد روحيه نقد را در جامعه تقويت كنيم.

فياضي مي‌گويد: جستجوگران حركت خوبي در اين زمينه است و به نظرم براي مخاطبان هم تازگي داشت.

بازيگر مجموعه جستجوگران در مورد نقش متفاوتش از اين سريال مي‌گويد: كياني شخصيت تازه‌اي برايم بود و از نتيجه كار هم راضي هستم به هر حال يك بازيگر بايد بتواند در هر نقشي ظاهر شود. اگر چه علاقه شخصي خودم كارهاي طنز و بازيگري براي بچه‌هاست.

فياضي در مورد نحوه كارگرداني سجادي مي‌گويد: كارگرداني ايشان بسيار روان و خوب بود. ضمن اين كه به پيشنهاد خودم شخصيت كياني را جنوبي بازي كردم چون خودم هم اهوازي هستم. ديدم اگر اين آدم جنوبي باشد بهتر است. به هر حال سجادي كارگردان نرم و مهرباني است و كار كردن با او بسيار لذت بخش است.

فياضي در حال حاضر مشغول بازي در فيلم پرنده باز به كارگرداني عطا سلمانيان است.

سكانس ششم براي اولين بار بود كه به اين شيوه كار مي‌كردم

مصطفي احمديان به عنوان تصويربردار در اين گروه حضور داشته است. او از حضورش در اين كار مي‌گويد: منوچهر شاهسواري (تهيه‌كننده) از دوستان قديمي من است و به دعوت ايشان به اين گروه پيوستم. ضمن اين كه قصه كار برايم بسيار تازگي داشت و قرار بود چيزي را به تصوير بكشيم كه تا به حال در تلويزيون نديده بوديم.

احمديان براي انتخاب كارهايش معيارهاي خاصي دارد كه از جمله آنها مي‌توان به فيلمنامه و كارگردان اشاره كرد. او مي‌گويد: در وهله اول بايد حتما سناريو را بخوانم.

احمديان درخصوص نوع تصويربرداري اين كار مي‌گويد، از ابتدا قصدمان براين بود كه التهاب را از طريق تصوير به مخاطب القا كنيم، بنابراين بعضي از صحنه‌ها را با زواياي مختلف گرفتيم. همچنين نزديك يا دور شدن دوربين.

وي همچنين در مورد سياه و سفيد بودن بعضي از صحنه‌ها اين‌گونه توضيح مي‌دهد:‌ در مونتاژ كار صحنه‌ها را سياه و سفيد كرديم چرا كه مي‌خواستيم مخاطب به وسيله نشان دادن اين صحنه‌ها متوجه شود كه ما فلش بك زديم و به عقب برگشتيم. تصويربردار مجموعه جستجوگران در پاسخ به اين سوال كه اين مجموعه چه جايگاهي در پرونده هنري‌اش دارد مي‌گويد: موضوع اين سريال برايم خيلي جذاب بود و همين طور تصويربرداري آن برايم يك دوگانگي ايجاد كرده بود كه برايم شيرين بود و تازگي داشت و مي‌توانم بگويم براي اولين بار بود كه به اين شيوه كار مي‌كردم. وي در حال حاضر قرار است تصويربرداري سريالي به كارگرداني ابوالحسن داوودي كه مربوط به شبكه تهران مي‌شود را به عهده بگيرد.

سكانس آخر جستجوگران آغازگر تحول در سريال‌سازي

به هرحال نمي‌شود اين مساله را ناديده گرفت كه جستجوگران آغاز تحولي تازه در عرصه سريال‌سازي است. سجادي پس از 30 سال با يك سريال تازه و بهتر است بگوييم جريان تازه وارد عرصه تصوير شده آن هم به واسطه تلويزيون. جستجوگران نه تنها يك سريال سياسي نيست بلكه يك سريال آموزنده و واقعگراست. اميدواريم در سال‌هاي آتي بتوانيم شاهد پخش سريال‌هاي تازه‌تري از اين دست در شبكه‌هاي مختلف سيما باشيم.

محبوبه رياستي

درباره سريال «جست وجوگران» ساخته محمدعلي سجادي

و اين بار بازرس

سيدرضا صائمي

محمدعلي سجادي را همواره با ژانر پليسي و داستان هاي معمايي در سينما مي شناسيم. مخمصه، جنايت، اثيري و شوريده نمونه هايي از آثار سينمايي او هستند که در همين حال و هوا ساخته شده اند. اينک وي در تلويزيون نيز همان فضا و مولفه هاي سينمايي خود را در قالب يک سريال بسط مي دهد و نام جست وجوگران نيز بازتابي از همين معنا است. جست وجوگران نيز مثل خسته دلان که اتفاقاً آن هم در چهارشنبه شب ها پخش مي شود ساختاري اپيزوديک دارد و يک مجموعه 14 قسمتي به پنج، شش اپيزود تقسيم مي شود. در هر يک از اين اپيزودها داستان يک کلاهبرداري و سرقت و به طور کلي اشکال مختلف مفاسد اقتصادي به تصوير کشيده مي شود. شايد اين براي اولين بار باشد که در يک سريال تلويزيوني پرونده هاي مفاسد اخلاقي در قالب يک سريال روايت مي شود و از اين منظر موضوع آن تازگي بيشتري دارد. مي گويم پرونده هاي اقتصادي چون سجادي به عنوان نويسنده و کارگردان براي ساخت اين مجموعه به پرونده هاي واقعي مفاسد اقتصادي در قوه قضائيه رجوع کرده و از آنها الهام گرفته است لذا سوژه اين سريال هم به لحاظ سويه اجتماعي و فرهنگي داغ است و هم از حيث سينمايي و دراماتيک، قابليت هاي پرکششي براي شکل گيري درام دارد. از همين رو ساختار داستاني و شيوه روايت آن با آثار پليسي پهلو مي زند با اين تفاوت که در اينجا بازرس به جاي پليس و کارآگاه مي نشيند و شمايل آن را بازتوليد مي کند. در واقع سويه رئاليستي قصه به دليل بازنمايي پرونده هاي واقعي از يک سو با زبان سينمايي و عناصر دراماتيکي آن به ويژه تعليق پذيري بالاي آن ترکيب مناسبي است تا يک سريال جذاب و پرمخاطب ساخته شود. موفقيت اين گونه ژانرها به دو عنصر مهم وابسته است؛ يکي موقعيت معمايي و پيچيده داستان و ديگري پرسوناژ پليس، کارآگاه، در اينجا بازرس که شخصيت محوري قصه را تشکيل مي دهد به نقطه مرکزي داستان بدل مي شود. در واقع تعليق و رازي که در قصه خلق مي شود بايد در يک فرآيند دراماتيک و منطقي توسط اين شخصيت رمزگشايي شود تا کليت داستان شکل بگيرد. اين کاراکتر بايد به اندازه کافي جذاب و قدرتمند باشد که توجه و تمرکز مخاطب را به خود جلب کرده و مخاطبان به واسطه همين نسبتي که با شخصيت محوري قصه پيدا مي کنند به رمزگشايي همزمان دست بزنند. تمام هيجان و جاذبه اين گونه آثار در ايجاد همين تجربه است. لذا نه فقط در سينماي ايران بلکه در سينماي جهان نيز شاهديم که آن دسته از آثار پليسي و معمايي موفق شده اند که پرسوناژ اصلي يعني پليس يا کارآگاه اثرگذار و کاريزماتيکي داشته اند. سجادي با انتخاب مسعود رايگان در نقش بازرس بهرامي سعي کرده است چنين موقعيتي را براي اثر خود ترسيم کند به ويژه اينکه رايگان پيش از اين در مخمصه، نقش يک مافياي مرموز ايراني را به خوبي ايفا کرده بود و گويي به خاطر همين تجربه، سجادي بار ديگر از وي در کار خود استفاده کرده است. چهره، جنس صدا و اقتداري که در رفتار او به چشم مي خورد تناسب منطقي با کاراکتر يک بازرس کارکشته دارد و نشان مي دهد کارگردان در انتخاب بازيگران درست عمل کرده است. اين شخصيت پخته و منطقي و باتجربه در کنار دستيارش مجيد مقدم با بازي پيام دهکردي که شخصيتي خام، بي قرار و هيجاني و شتاب زده است يک موقعيت انساني متضاد و پارادوکسيکالي را شکل داده است که هم رگه هايي از طنز را به داستان اضافه مي کند و هم از يکدستي و يکنواختي شخصيت پردازي ها مي کاهد. اما مشکل جست وجوگران در اين است که بيش از پردازش موقعيت داستاني که تعليق و عناصر نمايش سريال در آن نهفته و نيازمند رمزگشايي است بر مناسبات شخصي و اداري اين دو نفر تاکيد مي کند. به عبارت ديگر جست وجوگران بيش از آنکه درباره پرونده مفاسد اقتصادي و بازنمايي آن باشد درباره بازرس ها و مناسبات آنهاست و اين خود نقض غرض سريال است. در واقع جست وجوگران بيش از آنکه ناظر بر خود جست وجو و سوژه هاي آن باشد بر خود جست وجوگران که بازرس هستند، تکيه مي کند و همين مساله نيز موجب مي شود موقعيت قضايي پرونده ها براي مخاطب تا حدود زيادي مبهم و سربسته بماند. البته جست وجوگران سريال نسبتاً جسورانه يي است که گاهي دست در لانه زنبور هم مي کند و از برخي خط قرمزها در به تصوير کشيدن ريشه هاي فساد مالي عبور کرده است. مثلاً در اپيزود دوم که فيش نقدي نام دارد ما با شخصيتي مثل حاج آقا عابدي با بازي رضا کيانيان مواجه هستيم که تصوير يک انسان به ظاهر مذهبي و حکومتي دارد و پشت اين عناوين و مسووليت ها به رانت خواري هاي کلان مشغول است. جست وجوگران به واسطه سوژه داستاني خود داراي سويه هاي ژورناليستي است و در واقع به جاي کنشمندي حرفه يي و کارآگاهي سعي مي کند نگاهي ژورناليستي به ماجرا داشته باشد و به همين دليل نوعي لکنت و دوگانگي در روايت آن مي بينيم که منطق سينمايي اثر را مخدوش کرده و موجب نوعي عدم انسجام در ساختار داستاني خود مي شود. در نتيجه نوعي شتاب زدگي و روايت گذرا و سطحي از سوژه به تصوير کشيده مي شود که به يک نوع پرش دروني و روايي در درونمايه و فرم سريال دامن مي زند هرچند بايد منتظر بود سريال بيش از اين جلو برود تا بتوان قضاوت بهتري درباره آن داشت. با اين حال جست وجوگران منهاي ساختار دراماتيکي و کارگرداني اش از اين منظر قابل توجه است که به جاي پليس و کارآگاه يک بازرس مالياتي را محور کار خود قرار داده و براي اولين بار مخاطب را با موقعيت معمايي جديد و متفاوتي از وضعيت پليسي آشنا مي کند. دست کم مي توان پذيرفت جست وجوگران يک سريال پليسي ناب نيست هرچند زبان و ساختار روايي آن پليسي است و مرز شفافي ميان اين دو لوکيشن حرفه يي و موقعيت کاري کشيده نشده اما تجربه قابل تاملي در سريال هاي تلويزيوني محسوب مي شود. پارادوکس اصلي کار که نقدهاي ديگر را بر آن وارد مي کند بلاتکليفي سريال در به تصوير کشيدن روشن و قابل تشخيص بازرس از پليس است. با اين حال اگر گاوصندوق مازيار ميري را بتوان به عنوان ژانر سرقت تعريف کرد جست وجوگران محمدعلي سجادي را مي توان ژانر بازرس دانست که در دستيابي به هويت سينمايي خود هنوز در ابتداي راه هستند.

ريش و كلاف و تار نخ در دست آقاي سجادي

آرامه اعتمادي
تهران امروز




چهارشنبه شب‌ها ساعت 22 از شبكه دوم سيما شاهد سريالي هستيم با نام جست‌وجوگران. جست‌وجوگران سريال متفاوتي است يا شايد بهتر باشد بگوييم قرار بوده تا سريال متفاوتي شود! براي اين حرف مصداق‌هاي زيادي وجود دارد. اين مجموعه قصد دارد تا روايت‌هاي مختلفي را به بيننده معرفي كند ودلش مي‌خواهد بيننده را با داستان‌هاي هيجان‌انگيز خود همراه كند؛ داستان‌هايي كه هر كدام بناست روايتگر قصه‌اي از سازمان اداره بازرسي كل كشور باشد. براي اين‌كار از بازيگران صاحب‌نام و بااستعدادي هم بهره‌گرفته اما سوال اين است كه در همين ابتداي راه تا چه حد توانسته اين كار را به‌درستي انجام بدهد و تا چه حد توانسته، مخاطب را به‌واسطه داستان‌هاي قوي جذب كند؟ هنوز سه قسمت از پخش اين سريال نگذشته و كمي براي قضاوت زود است اما همين اپيزود سه‌قسمتي مشتي نمونه خروار است. محمدعلي سجادي كارگرداني است كه با فيلم‌هايي كه در سينما ساخته، مخاطبش را شناخته و همين‌طور خودش را هم به مخاطب معرفي كرده است اما هميشه علاقه‌مندان به فيلم‌هاي او تعداد معدودي بودند كه ژانر جنايي را پسنديدند. سجادي با جست‌وجوگران پس از سال‌ها دوباره به تلويزيون برگشت تا روايت هيجان‌انگيز ديگري را آغاز كند، دريغ از اينكه پرداخت نه چندان موفق قصه و درهم‌تنيده شدن داستان‌ها بيشتر از اينكه بر كنجكاوي بيننده بيفزايد، سردرگمي او را در پي داشته است. تكليف مخاطب با اين مجموعه تلويزيوني مشخص نيست. اگر كسي با اين ساختار و روايت كردن قصه آشنا نباشد، نمي‌تواند متوجه شود كه بازرس در اين مجموعه براي يافتن خلافكاران مشغول بازيگري است. نمي‌تواند متوجه شود كه چرا يكدفعه لحن لات‌مآبانه‌اش تغيير مي‌كند. به‌هر حال مخاطبان تلويزيون را افراد ميانسال به بالا هم در برمي‌گيرند؛ افرادي كه نمي‌توانند قصه‌ها را در ذهن‌هاي قالب‌بندي شده‌شان تفكيك كنند و در كنار هم قرار دهند تا خط داستاني را خودشان بسازند. بد نبود تا محمدعلي سجادي با نگاهي موشكافانه‌تر و موجزتر بازرس را درگير ماجرا‌ها مي‌كرد و كيوهايي را براي بيننده باقي مي‌گذاشت. دادن سرنخ يكي از مواردي است كه هميشه بايد نويسنده و كارگردان آن را در اختيار بيننده بگذارند حالا اينكه اين سرنخ يك كلاف بزرگ كاموا باشد، يا يك تكه تار پوسيده، بسته به هوش و ذكاوت آن سازنده و دارنده اثر است. محمدعلي سجادي قطعا كارگردان باهوشي است كه ذائقه مخاطب را خوب مي‌شناسد، پس‌اي كاش تا حالا كه پس از اين همه سال يكي از سريال‌هايش روي آنتن نرفته و از توقيف چند ماهه درآمده با وسواس بيشتري ريش و قيچي را به دست مي‌گرفت.

به بهانه پخش گاو صندوق


خنده پنهان

محبوبه افتخاري
تهران امروز

«مسافران»،«شمس‌العماره» و حالا «گاو صندوق».حالا كه چند وقتي است تلويزيون از طنز‌هاي ژانر مهران مديري،‌ مهران غفوريان و جواد رضويان فاصله گرفته،‌ انگار بيننده سخت خنده تلويزيون بايد به ديدن و خنديدن به ژانر جديدي از طنز شبانه عادت كند. پيش‌تر‌ها طنز‌هاي شبانه تلويزيون از تفكر طنزپرداز‌هايي مي‌آمد كه تقريبا همگي از جنگ‌هاي تلويزيوني مثل جنگ نوروز 77 شناخته شدند،‌ رشد كردند و پراكنده شدند و سعي كردند براي خودشان سبك و سياق خاصي دست و پا كنند اما اين سبك و سياق‌هاي خاص همگي در چند نكته اشتراك واضحي داشتند. اين گروه كه آرام آرام در تلويزيون براي خودشان حكومتي پيدا كردند و مخاطب را معتاد نوع طنزشان كردند،‌ مبتني بر پيچيدگي‌هاي داستاني نبود بلكه برعكس مبتني بر تكيه كلام‌ها،‌ تيپ‌ها و تكرار موقعيت‌ها بود. تكراري كه هم بيننده را به خنده‌اي با صداي بلند مي‌انداخت و هم آنقدر
عامه فهم بود كه تقريبا بيننده‌اي از هر سن و از هر قشر جامعه يا فرهنگ مي‌توانست به آن بخندد؛ بيننده‌اي كه بدون كمترين درگيري ذهني به اين تكرار‌ها و تكيه كلام‌ها مي‌خنديد و‌ آنقدر به آنها عادت مي‌كرد كه در برخوردهاي روزانه هم به كارشان مي‌گرفت تا جاي خالي طنز در روزمرگي‌اش را پر كند. اين عادت آنقدر بالا گرفت كه وقتي بعد از نوروز سريالي مثلا از مهران مديري روي آنتن تلويزيون نرفت و «مسافران» و «شمس‌العماره» به عنوان سريال طنز تابستاني پخش شدند، ‌بيننده عادت كرده به تكيه‌كلام‌ها و شوخي‌هاي واضح،‌ متعجب شد. مسافران و شمس العماره با طنز هوشمندانه‌اي كه بيشتر مربوط به موقعيت‌ها بود، يا به اتفاق‌ها و اخبار روز اشاره داشت و تكيه‌كلام‌هاي رويي نداشت كه به خاطر بيننده بماند،‌ نتوانست عادت ديرينه تماشاگري را بشكند كه به اين راحتي‌ها نمي‌خندد. البته شمس‌العماره به‌خاطر سوژه داستاني‌اش توانست مخاطب عام را هم همراه خود كند و مسافران هم با ادامه‌دار شدن پخشش براي گروهي از مخاطبان جا افتاد؛ مخاطباني كه توانستند شوخي‌هاي هوشمندانه، ريز و چند لايه و كنايه‌اي مسافران را درك كنند و با همين ريزه‌كاري‌ها آن را به عنوان يك طنز شبانه بپذيرند اما حالا نوبت به «گاو صندوق» رسيده. وقتي گاو صندوق روي آنتن رفت مخاطب بيشتر از قبل متعجب شد؛‌ «گاو صندوق» نه «دلنوازان» بود كه به عنوان سريالي خانوادگي،‌ اعضاي خانواده را پاي تلويزيون بنشاند، نه يك طنز شبانه به معناي عادي و رايج همان طنزهاي ژانر مديري. در گاو صندوق بيننده با داستان يك «سرقت» روبه‌روست. يك سرقت كاملا جدي با دزد‌هايي جدي كه كارشان را بلدند؛سرقتي كه حتي نشانه‌ها و سازمان‌بندي‌هاي نمونه‌هاي بيروني و واقعي‌اش را تمام و كمال دارد. اينجاست كه نويسنده و كارگردان بايد راهي پيدا كنند كه بيننده بي‌حوصله تلويزيون با اين داستان كه در ذات طناز و كمدي نيست -گرچه نمونه‌هاي تصويري طنزي هم بر اساس آن ساخته شده- ارتباط برقرار كند. بيننده‌اي كه حوصله ندارد پيچيدگي و رابط ريز بين شخصيت‌ها را حلاجي كند و اگر نتواند با ديدن سريال براي خودش فضاي مفرحي بسازد، آن را پس مي‌زند. بر همين اساس است كه نويسندگان گاو صندوق تصميم مي‌گيرند به اين قصه جدي سرقت يك لحن شيرين اضافه كنند؛ لحني كه روي دوش شخصيت‌هاي قصه،‌ديالوگ‌ها و موقعيت‌هايشان سوار شود و بيننده را با خود همراه كند؛ لحني كه نه خلاف‌ها را لوس و باورنكردني جلوه دهد، نه خشك و تلخ؛ لحني كه بتواند گروهي از بيننده‌هاي بي‌علاقه به داستان‌هاي معمايي را هم با خود همراه كند و لبخندي هم روي لب‌شان بنشاند اما اين لحن جايي كم مي‌آورد. آنجا كه مخاطب عام‌تر،‌مخاطب عادت كرده به طنز رايج شبانه، پاي سريال مي‌نشيند و در ميان رفت و آمد‌ها و ديالوگ‌ها سوژه‌اي براي بلند بلند خنديدن پيدا نمي‌كند. همه‌چيز آنقدر ريز و در لايه‌هاي پنهان شخصيت‌ها و بيشتر مبتني بر موقعيت‌هاست كه اگر بيننده سر بچرخاند، ‌يك قسمت سريال را نبيند يا ويژگي ‌و ساختار شخصيت‌هاي قصه را پيدا كند،‌ از خنديدن بي‌بهره مي‌ماند. اين بيننده به لبخند زدن راضي نيست بنابراين سريع نتيجه‌گيري مي‌كند كه گاوصندوق بهره‌اي از طنز نبرده و شايد از ديدنش منصرف شود. اينجاست كه طنازي‌هاي هوشمندانه نويسنده در فيلمنامه و بازيگران در اجرا تلف مي‌شود يا به عبارتي در انحصار لذت گروهي از مخاطب روشنفكر‌تر باقي مي‌ماند.