محمد علی سجادی :شخصيت رضا كيانيان در جستجوگران نمونه اي از افرادی چون شهرام جزایری است
با اين حال مي توان اين مجموعه را تجربه اي متفاوت در سريال سازي دانست كه نه ملودرام است ، نه خانوادگي و نه طنز و كمدي . ضمن اينكه براي اولين بار مخاطبان تلويزيون با تصويري جديد از بازرس و اداره بازرسي آشنا مي شوند وکاراکتر آن اگرچه به پليس شباهت دارد ،اما در همان جايگاه قرار نمي گيرد . به نوشته وبلاگ محمد تاجیک به تصوير كشيدن پرونده مفاسد اقتصادي در قالب يك سريال به اندازه كافي كنجكاوي برانگيز بود و ما دراين گفت وگو كنجكاوي خود را با محمد علي سجادي ،کارگردان اين مجموعه تقسيم كرديم که از نظر مي گذرد .
***آقاي سجادي،بالاخره شما هم به جمع كارگردان هايي پيوستيد كه از سينما وارد تلويزيون شدند و سريال ساختند. از اين تجربه راضي هستيد؟
فكر مي كنم كه تمام كارگردان هاي سينما حتي براي يكبار هم شده دوست دارند كه كار در تلويزيون را تجربه كنند . بالاخره اين رسانه طيف بيشتري از مخاطب را در برابر خود دارد و اين موضوع براي من بسيار مهم است،البته پيش از اين ها قصد سريال سازي براي تلويزيون را داشتم و چند تله فيلم هم ساخته بودم كه هربار ، کار روي آن ها به دليلي اتفاق نيفتاد. "جست و جوگران" هم به شكلي ناقض پخش شد و قسمت آخر آن روي آنتن نرفت. وقتي تلويزيون با يك سريال چنين برخوردي مي كند، طبيعي است كه كارگردان هاي سينما ،انگيزه خود را براي سريال سازي از دست مي دهند.
***در حالي که برخلاف انتقاد شما به عملكرد تلويزيون ، برخي معتقد بودند كه "جست وجوگران "يك سريال سفارشي است و....
اشكال ندارد . هركسي حق دارد نظر خود را بيان كند و طبعا با بيان اين مطلب دشمني يا غرض ورزي با من ندارند ، ولي واقعيت اين است كه كسي يا دستگاهي به ما اين قصه و سريال را سفارش نداده بود زيرا اگر چنين بود ، آن را به طوركامل پخش مي كردند! اگرهم فرض كنيم كه سفارشي بوده ، حاصل كار، اين را نمي گويد."جست و جوگران "نه تنها دفاع يا تبليغ خاصي را ارائه نمي داد بلکه نوعي نگاه انتقادي به اوضاع اجتماعي و عملكرد برخي دستگاه ها نيز داشت،اما سعي كرديم با نگاهي گزارش گونه و بي طرفانه ، مفاسد اقتصادي در برخي ادارات و سازمان ها را بررسي كنيم.
***شايد اين انتقادات به اين برمي گردد كه شما برخی از پرونده هاي سازمان بازرسي دستمايه کارخود قرارداديد؟
نمي دانم ولي آن سازمان بازرسي كه شما در "جست وجوگران" مي بينيد، ساخته ذهن من است و گرنه خانم ها درسازمان بازرسي كشور با محيط رسمي که دارد ، به هيچ وجه حضور ندارند.حتي سازمان بازرسي هم به اين مورد اعتراض كرده كه اين تصوير واقعي ما نيست و درست هم مي گويد ،اما من قصد ساختن فيلم مستند نداشتم و بايد آن را در ساختاري دراماتيك كه كشش و جذابيتي نمايشي دارد ، ارائه مي دادم. اين کار، ادامه طبيعي كارهاي قبلي من است يعني تلفيق ساده اي از تعليق و معما با مفاهيم و مصاديق اجتماعي. به همين دليل ، معتقدم كه "جست وجوگران" مانيفست كارهاي من بوده و آنچه من از سينما آموختم در اين سريال به كار گرفته شده است. به طوري که ازنظر محتوايي و شيوه ساخت به اعتقادات و اصول حرفه اي كار من وفادار است. مثلا، شما در اين مجموعه تلويزيوني، انسان مطلقا بد يا خوب نمي بينيد زيرا شخصيت هاي آن همه خاكستري هستند . به هر حال ، نشانه ها و دلايل زيادي مي توان در اين کار يافت كه اثبات مي كند اين سريال سفارشي نبود.
***به نظر مي رسد، همان رويكردي كه در آثار سينمايي شما در ژانر پليسي وجود داشت در "جست وجوگران" هم ادامه يافت يعني همان رويكرد تحليل گري كه به ريشه يابي رفتاري-رواني و تحليل جامعه شناختي آسيب هاي اجتماعي مي پردازد . به اين ترتيب،شما صرفا به طرح صورت مسئله اكتفا نكرديد.
دقيقا همين طور است. من سعي كردم به موضوعي مثل پرونده مفاسد اقتصادي ،نگاهي ژورناليستي نداشته باشم و به گونه اي اين قصه را بازنمايي كنم كه تاريخ مصرف نداشته باشد و در عين اينكه اوضاع اجتماعي امروز را نقادي مي كند ،بيست سال ديگر هم قابل ديدن و استفاده باشد.
***ولي كاش سراغ برخي پرونده هاي داغ و جنجالي در باب مفاسد اقتصادي مثل ماجراي شهرام جزايري هم مي رفتيد...
خب، نمي خواستم به سمت يك نوع ژورناليست تصويري بروم. طرح مستقيم اين پرونده ها در يك سريال تلويزيوني قطعا با واكنش و حواشي زيادي مواجه مي شد و کار را هم دچار حاشيه سازي مي كرد ضمن اينكه من با خلق پرسوناژهاي مشابهي مثل شهرام جزايري در واقع به مختصات چنين آدم هايي پرداختم؛ شخصيت رضا كيانيان نمونه اي از اين آدم هاست كه چند شغل و مسئوليت دارد و با تظاهر و رياكاري به كار خلاف قانون مشغول است.
***خيلي عجيب بود كه بازيگري مثل رضا كيانيان با آن سابقه و اعتبار سينمايي حاضر مي شود در يك اپيزود از اين سريال بازي كند..
اين همان امتيازي است كه بايد قدر آن را دانست.خوشبختانه من و منوچهر شاهسواري آن قدر اعتبار نزد كيانيان داشتيم كه حاضر شود در اين سريال آن هم در يك اپيزود حضور داشته باشد.
***اين نقش به كاراكتر رضا كيانيان در فيلم"همیشه پاي يك زن در ميان است" شباهت زيادي داشت ...
بله ، ولي آن يك نقش فانتزي و كمدي بود و با اين كاراكتر تفاوت هاي زيادي داشت. درواقع "جست و جوگران" رماني تصويري است كه داستان آن ريشه در واقعيت دارد به همين دليل ، كاراكترهاي آن باور پذير از كار درآمده است.
***اصلا چطور شد كه ساختار اپيزوديك را براي اين كار در نظر گرفتيد آن هم براي يك سريال تلويزيوني كه غالبا داستان تك خطي و مشخص را دنبال مي كنند ؛نگران اين نبوديد كه اين ساختار باعث شود كه مخاطب رشته داستان را از دست بدهد و نتواند با اين مجموعه ارتباط برقرار كند؟
ما با چند پرونده و قصه متفاوت رو به رو بوديم كه نمي شد به صورت يك خطي آن را مطرح كرد. طرح اوليه اي كه داشتم، سيزده تا داستان بود كه شش تاي آن ها را كه جذابيت دراماتيكي بيشتري داشت ، انتخاب کردم. اتفاقا اين کار مي تواند شيوه اي تازه در سريال سازي باشد كه به خوبي هم پاسخ داد. هر يك از اين داستان ها ابعادي مختلف از مفاسد اقتصادي را نشان مي داد و هريک جذابيت هاي دراماتيكي ويژه خود را داشت.
*** بدنيست درباره مسعود رايگان هم بپرسم كه در واقع نقش ثابت و اصلي اين مجموعه را بر عهده داشت. به نظر مي رسد، همكاري شما با ايشان در "مخمصه" باعث شد تا او را انتخاب کنيد .
بله. تجربه همكاري با او در اين فيلم بسيار موثر بود و به نظر من در سريال هم خيلي خوب توانست از پس نقش بهرامي برآيد.
***شايد براي اولين بار بود كه مخاطبان تلويزيون با تصوير يك بازرس در تلويزيون مواجه مي شدند و شايد به همين دليل هم آن را با نقش پليس اشتباه مي گرفتند .چقدر تلاش كرديد بين پليس و بازرس تداخل نقش به وجود نيايد؟
به هر حال اين مسئله وجود داشت . حتي خود من هم قبل از ساخت اين سريال تصوير درستي از بازرس نداشتم و آن را با وظايف پليس يا مامور اطلاعاتي ، شبيه مي دانستم و از دلايلي كه مرا به ساخت اين داستان جذب کرد همين مورد بود. در واقع بازرس هم به نوعي كار پليس را انجام مي دهد و با عدد و رقم و كاغذ و قلم كار مي كند . اتفاقا در پي اين بودم كه چگونه اين بازرس را نشان دهم كه مثل موقعيت پليس ، جذابيت دراماتيكي داشته باشد . به هر حال ، سعي كردم كه اين تفاوت را به گونه اي نشان دهم كه مخاطب دچار اشتباه نشود. به همين دليل، در سه جاي قصه - از زبان بهرامي به مجيد مقدم - اين ديالوگ را گذاشتم كه ما بازرس هستيم نه پليس.
***خودتان از ساخت اين سريال راضي بوديد؟
از ساختار و مضامين آن راضي هستم و خوشبختانه بسياري نيز به دليل تازگي موضوع و نوآوري آن از اين مجموعه رضايت داشتند، ولي متاسفانه همکاري و حمايت هاي لازم را انجام ندادند و هنوز آقاي منوچهر شاهسواري درگير مسائل مالي اين پروژه است.انتظار من اين بود كه حمايت بيشتري كنند.ما تا كي بايد به سختي وبا چنگ و دندان فيلم و سريال بسازيم! در نهايت اگر بخواهم تجربه و احساس خود را در يک جمله از ساخت "جست و جوگران" ابرازكنم، بايد شعر حافظ را مصداق قرار دهم كه فرموده است : گويند سنگ لعل شود در مقام صبر/آري شود وليک به خون جگر شود.


