منوچهر والي زاده: دوبله زيرزميني گسترش يافته است

 
خراسان - مورخ یکشنبه 1389/05/17 شماره انتشار 17618
نويسنده: مريم ضيغمي
گفت وگوي خراسان با دوبلور تلويزيون و سينما

«منوچهر والي زاده» از پيشکسوتان عرصه دوبله کشور است. صداي او روي چهره بازيگران معروفي هم چون «کرک داگلاس»، «جيم کري» و «ادي مورفي» نشسته و ماندگار شده است. اين صداي آشناي عرصه دوبله متولد ۱۳۱۹ مي باشد و از سال ۱۳۳۷ پا به عرصه دوبله گذاشت. وي بيش از ۵ دهه است که در اين حرفه فعاليت دارد.«والي زاده» بر اين عقيده است که مدير دوبلاژ نقش حساسي در عرصه دوبله ايفا مي کند و بايد از سواد بالايي برخوردار باشد، مطالعه کند و اطلاعات عمومي خود را افزايش دهد.در گفت وگو با خراسان، اين پيشکسوت عرصه دوبله، از فعاليت هاي اخيرش، کيفيت آثار دوبله و دلايل مهجور ماندن اين حرفه سخن گفت.

* چه کارهايي آماده پخش داريد؟

** براي تلويزيون، برخي فيلم هاي سينمايي را دوبله کرده ام. در حال حاضر نيز مشغول دوبله دو سريال «پليس آبي پوش» و «پليس هالبي» هستم. به تازگي هم فيلم سينمايي «سرگذشت محمدعلي کلي» را دوبله کرديم که در آن، به جاي «ويل اسميت» صحبت کردم. در فيلم «رمز داوينچي» هم به جاي «تام هنکس» صحبت مي کنم. در سريال «فرار از زندان» هم صحبت کرده ام.

* چه شد که براي نخستين بار پا به عرصه دوبله گذاشتيد؟

** من از سال ۳۸- ۳۷ توسط «منصور متين» فعاليت در عرصه دوبله را آغاز کردم و سپس به «علي کسمايي» معرفي شدم. استادانم در اين حرفه، علاوه بر علي کسمايي، احمد رسول زاده، هوشنگ لطف پور و عطاءا... کاملي هستند. ۵۱ سال است که در اين حرفه فعاليت مي کنم.

* سال گذشته اعلام شد که سريال «فرار از زندان» براي رسانه ملي در دست دوبله است ولي بعد از مدتي اين سخن تکذيب شد. در حالي که عکس هاي دوبله اين سريال در يکي از نشريات منتشر شد.

** اين سريال به سفارش شبکه رسانه اي «جوانه پويا» دوبله و در بازار رسانه عرضه شد. البته چند قسمتي از سريال «فرار از زندان» براي تلويزيون دوبله شد. اما تصور مي کنم مورد پسند رسانه ملي واقع نشد و از طريق رسانه هاي تصويري در اختيار مردم قرار گرفت.

* در سال هاي اخير با آمدن رسانه هاي ديجيتال دوبله هم متفاوت شده است. برخي اين مسئله را مفيد مي دانند برخي نيز معتقدند کيفيت آثار در گذشته بهتر بوده است.

** نسلي از اين حرفه خارج شده اند و نسل جديد وارد مي شود. اکنون عده اي از دوبلورهاي قديم و نسل گذشته چشم ازجهان فروبسته اند. عده اي هم که ماندگار هستند سن و سال و تجربه بالايي دارند. البته نسل جديد هم با گذشت زمان و کسب تجربه راه مي افتند. فناوري روز در حال پيشرفت است و ما بايد با آن پيش برويم. نمي شود که به سبک گذشته کار کرد. چون همه چيز پيشرفت کرده و ديجيتالي شده است.

* نقش مدير دوبلاژ در کيفيت دوبله فيلم تا چه حد تاثيرگذار است؟

** مدير دوبلاژ نقش حساسي در عرصه دوبله ايفا مي کند. بي شک يک مدير دوبلاژ بايد از سواد بالايي برخوردار باشد. مطالعه کند و اطلاعات عمومي خود را افزايش دهد. يک دوبلور بايد سال ها گويندگي کند، تا بعد از کسب تجربه و بالا رفتن معلوماتش، به مدير دوبلاژ تبديل شود. نمي شود از گرد راه رسيد و يک دفعه مدير دوبلاژ شد. کساني که ۲۵ -۲۰ سال در حرفه گويندگي زحمت کشيده و گويندگي کرده اند و نقش هاي مختلفي را گفته اند، در پست مدير دوبلاژ بيشتر مورد توجه قرار مي گيرند و موفق تر هستند. ما در کشور چند مدير دوبلاژ خوب بيشتر نداريم. افراد کم تجربه که در عرصه دوبله گويندگي نکرده اند نمي توانند مديردوبلاژ شوند.

* اما امروزه شاهد ورود جوانان کم تجربه به عرصه هستيم که مديريت دوبلاژ آثار را برعهده مي گيرند.

** متاسفانه اکنون دوبله زيرزميني گسترش يافته است. من مخالف اين شيوه کاري هستم زيرا هر کاري زمان و دوره اي را مي طلبد فرقي نمي کند آهنگري، نجاري، دوبلوري يا هر حرفه ديگر باشد. يک دوبلور بايد تجربه کسب کند. به همين دليل عده اي معترض هستند که چرا دوبله هاي اکنون بد و دوبله هاي گذشته خوب و ماندگار است، علت آن همين دوبله هاي زيرزميني است. دوبلورهايي که اکنون در منزل فيلم دوبله مي کنند، هيچ زماني دوبله خوبي از کار درنمي آورند. هرگز نمي توان دوبله آثار دوبلورهاي قديمي و پيشکسوت را با آن ها مقايسه کرد. اکنون متاسفانه در کشورهايي هم چون دبي و مالزي هم فيلم دوبله مي کنند.

* صداي دوبلوري که براي شخصيت هاي يک فيلم انتخاب مي شود تا چه حد بايد با صداي خود آن شخصيت ها نزديک باشد؟

** بستگي به سليقه مدير دوبلاژ دارد. او همه گويندگان و صداها را مي شناسد و تا آن جا که امکان دارد، سعي مي کند صداهايي را انتخاب کند که تا حد امکان نزديک به شخصيت هاي فيلم باشد و صداي گوينده روي نقش بنشيند.

* اين مسئله تا چه حد در دوبله رعايت مي شود و صداها مناسب نقش انتخاب مي شوند؟

** اکنون اين مسئله رعايت نمي شود زيرا به دليل تعدد کارها دوبله فيلم ها با تعجيل و شتابزدگي انجام مي شود. همه علاقه مند هستند که فيلم هاي خود را، در رسانه هاي صوتي، تصويري عرضه کنند و شتاب زدگي در کار دوبله وجود دارد که يک آفت جدي براي اين حرفه است. اگر کارها با تعامل و فرصت بهتري دوبله شود دوبله بهتر خواهد شد. بعضي از آثار کنوني از کيفيت خوبي برخوردار هستند زيرا مدير دوبلاژهاي قديمي آن هارا دوبله کرده اند.

* مگر نظارتي در عرصه دوبلاژ صورت نمي گيرد؟

** نظارت صورت مي گيرد و اگر خلافي در کار باشد، به آن فيلم پروانه نمايش داده نمي شود. فيلم ها زير نظر وزارت ارشاد دوبله مي شود و مورد بازبيني کارشناسان قرار مي گيرد. هيچ فيلمي بدون نظارت وارد بازار نمي شود.

* چرا با وجود آن که هنرمندان پيشکسوت و باتجربه در اين حرفه فعاليت مي کنند، اما چندان به اين حوزه اهميت داده نمي شود.

** حرفه دوبله در کشور ما هميشه پشت پرده است. در درجه اول دوبله يک تکنيک است و در کنار تکنيک، بعد از سال ها هنر نيز به وجود مي آيد يعني دوبله حرفه اي تکنيکي است. چون تکنيک در دوبله رعايت نمي شود، عده اي مي گويند فيلم هاي دوبله شده خوب و با کيفيت نيست. دوبله کاري تکنيکي است مانند آهنگري مي ماند که يکي کارش خوب و ديگري بد است. آن آهنگري که کارش را خوب انجام مي دهد مي گويند عجب هنري به خرج داده است دوبله نيز اين چنين است. يک دوبلور بايد از صدا و بيان خوبي برخوردار باشد، تا بتواند به فرد موفقي در اين حرفه تبديل شود.

گفت و گوي نوروزي تهران امروز با نصرالله مدقالچي، دوبلور و مدير دوبلاژ


نوروز هميشه خوب است

صداي او را بارها در قالب نقش‌هاي مختلفي از جمله «شون كانري»، «آنتوني هاپكينز»، «چارلز برانسون»، «جين‌ هاكمن»، «ريچارد هريس»، «برايان كيت»، «همفري بوگارت» و «سرلارنس اليويي» شنيده‌ايم. درباره صداي نصرالله مدقالچي گفته مي‌شود او صداي بم و مقتدر و سياه ايران را در اختيار دارد.
نصرالله مدقالچي اهل آذربايجان است. او در 17 سالگي كار دوبله را در عرصه سينما در استوديوي عصر طلايي آغاز كرد. آشنايي او با «هوشنگ لطيف‌پور» سبب شد تا مدقالچي وارد عرصه دوبله برنامه‌هاي تلويزيوني شود.
صداي او در نقش «ابوسفي

مهدي قنبر، داريوش بشارت
تهران امروز

نوروز دوبله شما چه زماني بود؟
نوروز دوبله براي من زماني بود كه در تلويزيون ملي ايران به كار مشغول شدم. شب عيد پولي به حساب ما ريخته شد. آقاي لطيف‌پور به بانك رفت تا چكي را كه به او داده بودند، نقد كند اما وقت اداري تمام شد و پولي به حساب ريخته نشد. پس از آن جناب لطيف‌پور به ناچار پول قرض كرد و دو يا سه هزار تومان تهيه كرد و از ميان اين پول مبلغ «100 تومان» به من رسيد. البته سهم من از آن كار 20 هزار تومان بود اما شب عيد به همان 100تومان قناعت كرديم. هيچ‌كدام‌مان هم از اين اتفاق ناراحت نشديم.
با آن پول چه كرديد؟
اگر اشتباه نكنم اين اتفاق همزمان شد با اجراي نمايش از ارحام صدر در اصفهان. همگي پول‌هايمان را كنار هم گذاشتيم و رفتيم به تماشاي تئاتر. به ياد دارم زنده‌ياد ارحام صدر در رديف سوم يا چهارم به ما جا داد. من با كل طلبم مي‌توانستم يك پيكان بخرم.
نوروز يعني از نو شكفتن و دوباره جوانه زدن، شما چندبار در نوروز جوانه زديد. اساسا چطور به نوروز نگاه مي‌كنيد.
نوروز هميشه خوب بوده است. هميشه نوروز را دوست داشتم. من نوروز و اول مهر را بسيار دوست دارم. وقتي صداي زنگ مدرسه به صدا در مي‌آيد، اشكم سرازير مي‌شود. به ياد مي‌آورم كه با چه ذوق و شوقي به مدرسه مي‌رفتم. طبيعت واقعا زيباست. اين طبيعت شادي‌ها را به همراه مي‌آورد. اميدوارم همه در نوروز شاد باشند. به ديدن همديگر بروند و اگر كمكي از دست‌شان برمي‌آيد براي يكديگر انجام دهند.
چند نوروز به اين سبك و سياق داشتيد؟
همه نوروزها در دوران كودكي‌ام اينگونه بوده است. نوروز در دوران كودكي مفهوم و معناي زيبا و جلوه ديگري دارد. در آن زمان سالي يكبار لباس مي‌خريديم، با پدر و مادرم به خياطي مي‌رفتيم و سفارش يك لباس بلند و گشاد را مي‌دادند تا در طول سال اندازه‌مان شود. تا پيش از ايام نوروز انتظار مي‌كشيدم تا سال تحويل شود و لباس‌هاي نويم را بپوشم و براي عيد مباركي به خانه اقوام و پدر و مادر بزرگم برويم تا شيريني بخوريم و يواشكي هم چند شيريني برداريم (خنده)!
وقتي بزرگ‌تر شديد هم نوروزهايتان اينچنين خاطره‌انگيز بود؟
زماني كه آدمي بزرگ مي‌شود، زندگي‌اش دچار تغييرات خاصي مي‌شود. البته اين تغييرات هم براي خودش جذابيت‌هاي خاصي دارد. رفتن به خانه بزرگ‌ترها و بوسيدن دست پدر و مادر يك نعمت به حساب مي‌آيد.
كمترين عيدي‌تان در دوران كودكي چقدر بود؟
يك سكه صاحب‌الزمان بود كه از دست مادربزرگم گرفتم.
پس آدم خاطره بازي هستيد؟
تقريبا، از دوران مدرسه‌ام خاطرات زيادي دارم.
مشق نوروزي هم داشتيد؟
دوران دبستانم را بسيار خوب سپري كردم. بچه آرامي بودم اما پس از آن خيلي شيطون شدم.
پس معلوم شد كه مشق‌هاي نوروزي‌تان را هم نمي‌نوشتيد؟
نه. نمي‌نوشتم و مرتب هم تنبيه مي‌شدم و لذت تعطيلات را با كتك خوردن پس مي‌دادم (خنده) البته تنها چيزي را كه هميشه مي‌نوشتم، انشا بود. هميشه انشاهايم را مي‌نوشتم و هميشه هم اولين نفري بودم كه انشاهايم را مي‌خواندم. بچه‌ها هم مي‌گفتند اول مدقالچي انشا بخواند.
نوروز سال 1389 چندمين نوروزتان است؟
اين نوروز شصت‌وششمين نوروزم خواهد بود. من متولد هفتم مهر 1323 هستم.
شده نوروز را به‌خاطر مشغله‌كاري و دوبله در كنار خانواده‌تان نباشيد؟
اين اتفاق كمتر پيش آمده. البته بعضي وقت‌ها به اروپا رفتم و در كنار خانواده پدري‌ام بوده‌ام كه البته باز هم خانواده‌ام بوده‌اند ولي تا پيش از ازدواج همواره در كنار پدر و مادرم بودم چراكه وظيفه خودم مي‌دانستم.
يعني ترجيح مي‌داديد روزهاي نخست نوروز را در كنار پدر و مادرتان باشيد؟
بله. هميشه روزهاي اول پيش پدر و مادرم بودم. به فرزندانم هم اين مساله و احترام به پدر و مادر را ياد داده‌ام.
بهترين نوروزتان كي بود؟
به ياد نمي‌آورم كه نوروز بدي داشته باشم. اساسا نوروز بد نمي‌شود.
اگر بخواهيد نوروز را با يكي از خاطرات خوبش به ياد بياورد، كدام نوروز بوده است؟
تنها همان نوروزي كه به آن اشاره كردم، نوروزي كه 100 تومان در جيبم داشتم و به اصفهان رفتم.
سخت‌ترين و مشقت‌بارترين نوروزتان چه نوروزي بود؟
به ياد نمي‌آورم نوروزي با اين خصوصيات داشته باشم. واقعا نبوده است. لطف خدا هميشه شامل حال من شده زيرا نوروزهايم همگي و به معناي كامل نوروز بوده است.
بعضي از مردم پس از گذشت يك‌سال و در ايام نوروز اوقات فراغتي را پيدا مي‌كنند تا كارنامه كاري خودشان را مرور كنند. آيا شما هم نگاهي به پرونده كاري يك‌ساله خود مي‌اندازيد؟ اگر نگاه كرده‌ايد آيا از آن راضي بوده‌ايد؟
خدا را شكر مي‌كنم زماني كه به پرونده كاري‌ام نگاه مي‌كنم از خودم و كارهايم راضي هستم زيرا هميشه و در همه شرايط كارم را دوست داشتم و به آن عشق مي‌ورزيدم.
يعني كارهايتان هر سال مانند سال‌هاي قبلش بوده است؟
حتي مي‌توانم بگويم هر سال بهتر شده است.
در نوروز براي مخاطبان كارهايتان چه آرزويي مي‌كنيد و چه چيزي را از خدا برايشان مي‌خواهيد؟
بايد انسان كارهايش را با عشق، علاقه و برنامه انجام دهد. پس علاقه‌مندان به هنر دوبله و مخاطبان اين كارها بايد بدانند كه در كار دوبله بايد عاشق بود. درست است كه فرهاد بيستون را كند اما كار ما هم كمتر از او نيست. كمتر از فرهاد عاشق به كاري كه كرديم و مي‌كنيم، نيستيم و همچنان تيشه‌هايمان را با
عشق مي‌كوبيم.