در کوچه پس کوچه هاي انتقام

 
خراسان - مورخ دوشنبه 1389/05/18 شماره انتشار 17619
نويسنده: احمد صبريان
يادداشتي بر مجموعه تلويزيوني «زيرهشت» ساخته سيروس مقدم

کالاي خوب هميشه خريدار دارد

بي شک هنگامي که بينندگان انبوه ،مشتري پر و پاقرص مجموعه هاي شبانه شبکه هاي مختلف تلويزيون هستند، نشان از تاثيرگذاري آن سريال بر مخاطبان دارد. زيرا با در نظر گرفتن عوامل جذب مخاطب، توانسته است انعکاس دهنده برخي مسائل حاد جامعه و مشکلات اجتماعي باشد. اگرچه ميزان و شمار بينندگان، شرط لازم براي ارزيابي کيفيت يک سريال است اما بي ترديد شرط کافي نيست. عوامل بسياري توفيق يک برنامه تلويزيوني، فيلم سينمايي يا سريال را رقم مي زند که مضمون و ساختار، از مهم ترين آن هاست. نقش توليدکنندگان، کارگردانان، توانايي ها و قابليت هاي بازيگران، واقع گرايي، پرهيز از شعارزدگي، مناسبتي بودن، جسارت در طرح مضمون، زمان پخش و...، ديگر دلايل اقبال گسترده مخاطبان مجموعه هاي تلويزيوني است. البته تاثيرگذاري اين عوامل، هميشه و در همه موارد يکسان نيست. رسانه ملي نيز موظف است با توليد و پخش آثار تاثيرگذار ، متنوع و ساختارمند، سطح سليقه و ذوق مخاطبانش را ارتقا دهد. آثاري که به لحاظ موضوع، ساختار، قصه هاي ملموس و باورپذير، بازي هاي خوب، موسيقي جذاب، تصاوير دلنشين و کارگرداني حرفه اي، از حداقل استانداردهاي لازم برخوردار باشند.با توجه به هجوم مجموعه هاي طنز شبانه، بعيد به نظر مي رسيد سريال هايي با مضمون اجتماعي بتوانند محبوبيت لازم را نزد مخاطبان بيابند اما استقبال از برخي سريال هاي اجتماعي مسئولان و برنامه ريزان سيما را به اين فکر انداخت که در زمينه ساخت مجموعه هاي ملودرام شبانه، سرمايه گذاري کرده و اين گونه سريال ها را نيز براي پخش در ايام مختلف، تهيه و توليد کنند، تا با نمايش برخي آسيب هاي اجتماعي، ارتباط صميمانه و تاثيرگذارتري با بينندگان و خود داشته باشند.

هنگامي که مخاطب به قضاوت دعوت مي شود

اين شب ها «سيروس مقدم» با سريال «زيرهشت» که مضموني اجتماعي در گونه ملودرام دارد، بسياري از بينندگان را در ساعت مشخصي پاي تلويزيون کشانده و با روايت داستاني جذاب، پرکشش و پرتعليق، آن ها را پاي جعبه جادو ميخکوب کرده است. با کمي اغماض مي توان گفت در ميان مجموعه هاي تلويزيوني شبانه در حال پخش، «زيرهشت» يکي از بهترين مجموعه هايي است که به سبب به چالش کشيدن برخي مسائل ملموس اجتماعي، مخاطب را با خود همراه کرده و قضاوت را به او مي سپارد. جديدترين ساخته «سيروس مقدم» در مقايسه با ديگر آثار پيشين وي ازجمله «چارديواري»، «رستگاران» و...، در جايگاه بالاتري مي ايستد. به عبارتي با وجود برخي کاستي ها، مي توان آن را برگ برنده کارنامه وي دانست. «زيرهشت» نشان از شناخت بالا و کافي «مقدم» از مديوم تلويزيون دارد، تا آن جا که مي توان ادعا کرد کارگرداني آن به شدت پويا، خلاق و فراتر از استانداردهاي تلويزيون است. مقدم با کارگرداني اين اثر جسورانه به جاي پرداختن به موضوعاتي سطحي، شعارزده و سخيف نشان مي دهد که سريال به سريال، در حال پيشرفت است. وي مسير پختگي را، به خوبي دارد پشت سر مي گذارد. داستان منسجم «زيرهشت» که نتيجه فيلم نامه ساختارمند «سعيد نعمت ا...» است، بيننده را با خود همراه مي سازد و «مقدم» مخاطب را به قضاوت روايت خود فرامي خواند. شايد پرهيز از شعارزدگي يکي از مهم ترين رموز موفقيت «زيرهشت» است. البته بيننده در دل ماجراهاي سريال، با پيام هاي اخلاقي و اجتماعي زيادي مواجه مي شود. پيام هايي که گل درشت نيست و توي ذوق نمي زند و در ناخودآگاه بيننده، رسوب مي کند.

لحن تلخي که آزار نمي دهد

مضمون «زيرهشت» لحني تلخ و گزنده دارد و ممکن است کم تر نشاني از شادي، شور و نشاط در آن سراغ گرفت. اما گاهي اوقات همين لحن تلخ، جذابيت، کشش و تاثيرگذاري بيشتري بر مخاطب دارد. به ويژه آن که بيان و نقد مسائل و مشکلات جامعه و آسيب ها و بزه هاي اجتماعي، دستمايه اصلي اين سريال است. مجموعه تلويزيوني «زيرهشت» برخلاف بسياري از سريال هاي روتين سيما، تيتراژ آغازين قابل توجه، چشمگير و پرمحتوايي دارد. شعر تيتراژ پاياني با صداي دلنشين محمد اصفهاني، نيز تناسب فراواني با مضمون سريال دارد. سيروس مقدم در «زيرهشت» تلاش دارد تا سطح سليقه مخاطبان خود را بالا ببرد. از تيتراژ فکر شده و سنجيده آغازين سريال گرفته تا دکوپاژ نسبتا بي کم و کاست، ميزانسن سرشار از خلاقيت، موسيقي همخوان با نماها و فضاها، ديالوگ هاي پرنغز و آهنگين- که بي شباهت به ديالوگ فيلم هاي مسعود کيميايي- نيست ، ريتم موزون و مناسب، تصويربرداري استادانه، تدوين ماهرانه و تحسين برانگيز و بازي هاي زيرپوستي، روان، درخشان و کنترل شده بازيگران، همگي حکايت از ساختار حرفه اي جديدترين ساخته «سيروس مقدم» دارد. امير جعفري (عطا) در «زيرهشت»، يکي از بهترين بازي هاي خود را به نمايش مي گذارد و بازي هاي يکدست و حرفه اي ديگر بازيگران به ويژه پانته آ بهرام (منيژه) و کامران تفتي (منصور) و ديگراني چون آرش مجيدي (عادل)، مريم بوباني (طلعت) و بازي متفاوت آتيلا پسياني (اميرعلي) و مريم اميرجلالي و... نيز هر کدام در جاي خود تحسين برانگيز است. «زيرهشت» بيان گر اين حقيقت است که فشردگي کار، هرگز نمي تواند دليل موجهي براي کم فروشي باشد. گواه آن هم تصويربرداري درخشان «امير معقولي» است که شايد براي نخستين بار در يک سريال تلويزيوني، صاحب شناسنامه شده است.

حقايقي که همين دور و بر ماست

«زيرهشت» با لحني تراژيک و به پشتوانه فيلم نامه اي منسجم، به ابعاد زندگي چند شخصيت (عطا، منيژه، منصور، اميرعلي، ليلا، عادل و...) از منظر آسيب شناسي مي پردازد. مقدم در «زيرهشت» لحني تلخ را براي بيان داستانش برگزيده است و همين نکته ممکن است برخي مخاطبان را از تلخي آن آزرده خاطر کند. اما بي شک واگويي کارگردان از فراز و فرود زندگي، نداري، دارايي، اختلاس، قتل، پنهان کاري، خيانت، عشق، انتقام و پيامدهاي فردي و اجتماعي آن، چندان تناسبي با لحن شيرين ندارد. انتقامي که مضمون اصلي داستان مقدم مي باشد، در «زيرهشت» شکلي «قيصروار» به خود گرفته است. بدين معنا که شخصيت هاي اصلي بي توجه به قانون، نيروهاي امنيتي و نهادهاي حقوقي و قضايي، گاه خودشان در پي حق از دست رفته و انتقام از حق پايمال شده شان مي باشند. اگرچه بهتر اين بود که نگاه خوب کارگردان در بيان مشکلات و آسيب هاي اجتماعي، در بطن داستان جاي مي گرفت و با تحليل و منطق بيشتري همراه مي شد. اما پررنگي مقوله هايي چون «انتقام»، «عشق»، حادثه پردازي و درگيري ها و جدال هاي خياباني، آن هم در مناطق جنوب شهر تهران، تا حدي وجه منطقي روايت را تحت تاثير قرار داده است. تا بدان جا که در برخي قسمت ها و سکانس ها خواسته يا ناخواسته در دام «قيصرگرايي» مي افتد و از جامعه معاصر و واقعيت هاي اجتماعي امروز، فاصله مي گيرد.

به باور برخي منتقدان و تماشاگران «زيرهشت» با رديف کردن مشکلات مصائب، فقدان ها، قانون گريزي، خشونت و نگاه منفي به طبقه مرفه جامعه در پي ترويج فرهنگ جويي و کينه توزي است. اما بايد اين نکته را در نظر داشت که رسالت هنرمند، بيان بي واسطه واقعيات اجتماعي است. حقايقي که اگر کمي نگاهمان را تيزتر کنيم و منصف باشيم همين دور و بر ماست و هر روزه در صفحات نشريات، قاب شيشه اي تلويزيون، پرده نقره اي سينما و امواج راديو ديده و شنيده مي شوند. واقعياتي که اگر قرار باشد نسبت به آن ها بي توجه باشيم، مايه حسرت و افسوس فردايمان خواهد شد.

گوشه چشم «مقدم» به سينماي کيميايي

«زيرهشت» به لحاظ شخصيت پردازي، کم ترين نقصي دارد. زيرا تمام آدم هاي آن صاحب شناسنامه و هويت اند. به لحاظ متن، اجرا و کارگرداني نيز بسيار حرفه اي است. فيلم نامه آن نيز در پرداخت موضوع، ديالوگ نويسي هاي تاثيرگذار و خوب و نحوه روايت کم ترين کاستي را دارد. اما بي شک فضاسازي و نگاه کارگردان و فيلم نامه نويس «زيرهشت» به آدم ها و محيط، متاثر از فيلم هاي مسعود کيميايي است. بسياري از سکانس ها، ديالوگ ها و حرکات و رفتار قهرمان اصلي داستان (عطا با بازي امير جعفري)، نيز تداعي گر فيلم هاي اين کارگردان سينما است. اگرچه مقدم در گفت وگويي منکر هرگونه تاثيرپذيري از سينما و آدم هاي آثار کيميايي شده و به قول خودش، تلاش کرده است تا در اجرا و کارگرداني استقلال خود را حفظ کند، اما بي ترديد به سبب غلبه آشکار متن بر اجرا، باز هم نشانه هايي انکارناپذير از سينماي کيميايي را در «زيرهشت» به رخ مخاطب مي کشد. در «زيرهشت» هيچ کدام از شخصيت هاي اصلي (عطا، منيژه، اميرعلي (عيوضي)، منصور و عادل)، سپيد و سياه مطلق نيستند. آن ها آدم هايي خاکستري اند که هر کدام ويژگي هاي رفتاري خاص خود را دارند.سيروس مقدم پس از ساخت چندين مجموعه پرمخاطب، اينک در «زيرهشت» به زبان بصري خاصي دست يافته است که کارش را، از ديگر برنامه سازان تلويزيون متمايز مي کند. ظرايف و ريزه کاري هاي نقش هاي مختلف و بازي هاي بي نقص آنان از «پانته آ بهرام» و «امير جعفري»گرفته تا «کامران تفتي» و «آتيلا پسياني»، يکي از مهم ترين ارکان موفقيت اين سريال نزد مخاطبان است. اما با تمام امتيازات «زيرهشت» نمي توان از برخي کاستي هاي آن چون علاقه ديوانه وار «منيژه» به «عطا» بدون مقدمه چيني هاي لازم، انگيزه غيرمنطقي عطا براي سرقت از جواهرفروشي «حاجي کارخانه»، نوسان هاي شديد اخلاقي و رفتاري عيوضي (آتيلا پسياني) -به جز سکانس هاي حضور وي در زندان- و... چشم پوشيد. اگرچه در کنار همه اين شخصيت ها، خلق بدمن باورپذير و ملموسي چون «منصور» - با بازي کامران تفتي- شخصا براي خود من قابل تحسين است.

امتيازي که نبايد آن را دست کم گرفت

مقدم» و چه در مقايسه با ديگر سريال هاي در حال پخش، به لحاظ ساختاري و تکنيکي فراتر از استانداردهاي رسانه تلويزيون است. مقدم به عنوان کارگردان از پس به تصوير کشيدن و روايت داستاني پيچيده و پرشخصيت به خوبي برآمده است.«زيرهشت» اگرچه فضايي نسبتا تلخ و سنگين دارد، اما کارگردان اين تلخي را، با شيوه هاي مختلفي تا حد زيادي تعديل کرده است. ترفندهايي چون حرکت هاي خاص دوربين، عبور آني از صحنه هاي کليشه اي، تبديل شدن محيط و لوکيشن به يکي از شخصيت هاي داستان و ديالوگ نويسي خاص، سبب شده است تا «زيرهشت» با وجود توقف در فضاهاي تلخ و تاريک جنوب شهر، شکل آزاردهنده اي پيدا نکند. «سيروس مقدم» در آثار چند سال اخير خود ثابت کرده است که کم فروشي نمي کند و براي درک و شعور مخاطب خود، ارزش قائل است.

بي شک وي جزو يکي از کارگردانان پرمخاطب ترين سريال هاي مناسبتي و شبانه، يک دهه اخير تلويزيون است. اين نکته خود نشانگر اين حقيقت مي باشد که وي نبض مخاطب را به خوبي شناخته است. بي آن که بخواهد شعورش را دست کم بگيرد يا به آن توهين کند. ويژگي مهمي که بسياري از کارگردان هاي سريال هاي سيما -ازجمله «فاصله ها»- چندان ميانه اي با آن ندارند. به نظر شما در هجوم انبوه سريال هاي سطحي، آيا اين امتياز کمي است و بايد آن را دست کم گرفت؟!

گفتگويي با سيروس مقدم/ کارگردان سريال تلويزيوني «زير هشت» ؛


و حالا يک درام تلخ اجتماعي



تکتم بهاردوست






«سيروس مقدم» را همه بينندگان سريالهاي شبانه مي شناسند. کارگردان سريالها ومجموعه هاي پرمخاطبي چون چارديواري، پيامک از ديار باقي، نرگس، رستگاران، اغما، روز حسرت، ريحانه، روزهاي زندگي، پليس جوان و... . او اين روزها مشغول ساخت آخرين قسمتهاي سريال چهل قسمتي «زيرهشت» است که از يکشنبه شب پخش آن از شبکه يک سيما آغاز شده و قرار است هر شب از اين شبکه به روي آنتن برود.

يک سريال پر لوکيشن

سيروس مقدم کارگردان اين سريال در گفتگو با خبرنگار ما مي گويد: «زيرهشت»يکي از پر لوکيشن ترين سريالهاي سالهاي اخير است که به نويسندگي سعيد نعمت ا... وتهيه کنندگي الهام غفوري براي پخش از شبکه يک سيما ساخته شده است.
وي مي افزايد: ساخت موسيقي تيتراژ سريال زير هشت توسط آريا عظيمي نژاد انجام شده و خواننده موسيقي کلامي آن، محمد اصفهاني مي باشد.

فضاهاي جديد در يک ملودرام تلخ
مقدم ادامه مي دهد: اين سريال يک ملودرام تلخ اجتماعي است که از 4 فروردين سال 89 مقابل دوربين رفته و تدوين آن هم به صورت همزمان انجام شده است. «زيرهشت»موضوعي اجتماعي دارد که در قالب يک درام جذاب ارائه مي شود. در سريال زير هشت مخاطبان با فضاهاي جديدي در تلويزيون آشنا مي شوند و فضاهايي را تجربه خواهند کرد که پيش از اين در تلويزيون به ندرت تجربه شده است.
وي ادامه مي دهد: نويسندگان سريال، تحقيقاتي را براي ساخت آن انجام دادند و چون بخش هايي از قصه در گرم خانه هاي شهرداري رخ مي دهد، آنان درباره فضاي گرم خانه ها با افرادي که در اين مکان ها رفت و آمد مي کنند، تحقيقاتي کردند.

شخصيت اصلي داستان

اين کارگردان گفت: شخصيت اصلي قصه، پسر جواني به نام «عطاخان» است که آرزوهاي بزرگي دارد و مي خواهد يک شبه به اين آرزوها برسد، اما به خاطر سرقت ناموفقي که انجام مي دهد، به زندان مي افتد و در زمان آزادي اش نگاهي متفاوت به زندگي پيدا مي کند و براي گرفتن انتقام، زندگي متفاوتي را آغاز مي کند.
مقدم مي گويد: اين نقش را «امير جعفري» ايفا مي کند و با توجه به ويژگي هاي خاصي که شخصيت «عطا» دارد، احساس مي کردم امير جعفري مي تواند اين نقش را به بهترين شکل ايفا کند، ازآن جايي که کاراکتر عطا بسيار تلخ است، شيريني هاي شخصيت «امير جعفري» براي کاستن از زهر کار، کمک زيادي به ما کرد.

«زيرهشت» و کارهاي گذشته

مقدم در خصوص شباهتهاي زير هشت با سريالهاي گذشته اش مي گويد: اين کار نه به لحاظ قصه و نه به لحاظ ساختار، هيچ شباهتي با آثار قبلي من ندارد. تنها شباهتي که بين اين کار با دو سريال «رستگاران» و«نرگس» وجود دارد موضوع رئاليستي و اجتماعي آن است.
وي افزود: به نظرم «زيرهشت» اتفاق خوشايندي براي ايام تابستان است و مردم احساس مي کنند يک کار سالم و شرافتمند و تازه تري به لحاظ طرح موضوعات اجتماعي است و وقتشان را به بطالت نمي گذرانند، زيرا ويژگي هايي در اين مجموعه هست که براي بيننده جذاب است، ضمن اين که به طور يقين با استقبال مخاطب اهل فکر روبه رو مي شود، علتش هم اين است که فيلمنامه خوب و تيم بازيگر و تيم پشت صحنه خيلي خوبي داريم.

کاري براي نسل جوان

اين کارگردان شاخص سريالهاي تلويزيوني ادامه داد: در اين سريال دوست داشتم فضاي يک کار مردمي را تجربه کنم، ضمن اينکه «زيرهشت» به دليل فضاسازي که قصه دارد تجربه جديدي براي من محسوب مي شود.
سيروس مقدم اظهار کرد: کشش و تعليق فيلمنامه در «زيرهشت»به اندازه کافي هيجان انگيز است و همه چيز دال بر اين است که کاري پرمخاطب را در تلويزيون شاهد خواهيم بود؛ هرچند نظر من اين است که تا سريالي پخش نشود نمي توان ميزان مخاطب آن را پيش بيني کرد.
مقدم گفت مخاطب اصلي «زيرهشت»را نسل جوان تشکيل مي دهد وما در اين سريال به اين موضوع پرداخته ايم که براي رسيدن به آرمان ها بايد مسير قدم به قدم را طي کرد و به آرزوهاي بزرگتر رسيد چرا که اگر جهشي يکباره داشته باشيم ممکن است به کج راهه بيفتيم که برگشت از آن سخت است.
مقدم ازتيم خوبي که در اختيار دارد بسيار ابراز رضايت مي کند ومي گويد: ما در اين کار از بازي بازيگران زيادي استفاده کرده ايم که هر کدامشان بارها ودر نقشهاي مختلف نشان داده اند که از توانايي بالايي برخوردارند.

و اما بازيگران

«کامران تفتي» که در اين پروژه يکي از نقشهاي اصلي را بر عهده دارد در خصوص حضورش در اين سريال ونقشش مي گويد: من نقش (منصور) پسر بزرگ خانواده و برادر بزرگتر «منيژه» را که پانته آ بهرام نقش آن را ايفا مي کند دارم که به خاطر مشکلي که در خانواده پيش آمده وبه خاطر نگه داشتن خانواده در کنار هم، دستخوش اتفاقاتي، مي شود و... . احساس مي کنم اين نقش يکي از بهترين و متفاوت ترين نقش هايي است که تاکنون بازي کرده ام.
«آرش مجيدي» هم که سال گذشته در مجموعه رستگاران، نقش پليس را بازي مي کرد، در اين مجموعه در نقش عادل همسر منيژه بازي مي کند. او در مورد نقش خود مي گويد: عادل و منيژه زندگي خوب و مرفهي دارند که براساس يک سري اتفاقات زندگي شان زير و رو مي شود.
از ديگر بازيگران اين کار مي توان به حضور آتيلا پسياني، امير جعفري، پانته آ بهرام ، مريم اميرجلالي، کامران تفتي، مريم بوباني، پوراندخت مهيمن و نعيمه نظام دوست اشاره کرد.

گزارش برنا از پشت صحنه سريال «زير هشت» سيروس مقدم؛مريم عرفانيان

امير جعفري همچنان مي‌دود
  
دستيار كارگردان چند دقيقه يك بار مي‌گويد: صدا؟دوربين؟ حركت...و جعفري همچنان مي‌دود.
جمعه ۱۱ تير ۱۳۸۹ ساعت ۱۱:۱۱
 
سرويس فرهنگي هنري برنا - مريم عرفانيان/ به مركز توانبخشي زعفرانيه كه مي‌رسم اثري از آثار گروه فيلمبرداري نمي‌بينم. وارد درمانگاه مي‌شوم و در راهروهاي پرپيچ و خم آنجا دنبال گروه مي‌گردم و البته كه موفق به پيدا كردنشان نمي‌شوم. شماره «خانم كمالي» برنامه ريز كار را كه مي‌گيرم مثل هميشه با روي خوش جواب مي‌دهد، خودش آنجا نيست اما راهنمايي‌ام مي‌كند بايد كجا بروم.

وارد حياط كناري شده‌ام و سروگوش آب مي‌دهم كه «سيروس مقدم» را مقابل خود مي‌بينم. سلام مي‌كنم و مقدم با مهرباني جواب مي‌دهد و از آنجاست كه دنبال كارگردان راه مي‌افتم و تند تند نكته‌هايي كه به ذهنم مي‌رسد را يادداشت مي‌كنم...

مسئول آمبولانسي كه در پاركينگ گذاشته شده توضيحاتي مي‌دهد و آمبولانس را به گروه مي‌سپارد. «امير معقولي» دوربين به دوش ايستاده است. آفتاب داغ با سماجت مي‌تابد و برداشت‌هاي اين ساعت گروه هم همگي بيروني است. مقابل ورودي درمانگاه در حياط تمام عوامل جمع مي‌شوند و آماده شروع تصويربرداريند كه 8 ميني‌بوس از راه مي‌رسند و معلولان مركز توانبخشي يكي يكي از ساختمان بيرون مي‌آيند و سوار ميني‌بوس‌ها مي‌شوند. بعضي‌هايشان با عوامل يا اقاي مقدم سلام و عليك مي‌كنند و يك ربعي هم به اين ماجرا اختصاص پيدا مي كند.

امير جعفري همچنان مي‌دود
«امير جعفري» از انتهاي سالن مي‌دود، به ورودي درمانگاه مي‌رسد، راهش را كج مي‌كند و به سمت خروجي راه مي‌افتد كه ماشين پليس از كنارش رد مي‌شود و او با ديدنش دوباره شروع به دويدن مي‌كند... يك ساعتي همين آش است و همين كاسه. يك بار ماشين دير مي‌رسد يك بار زود، بار ديگر خودرويي درحال عبور بوده و يك بار بازيگر نقش پليس فانوسقه‌اش را درست نبسته... «سهيل بيرقي» دستيار كارگردان چند دقيقه يك بار مي‌گويد: صدا؟دوربين؟ حركت...و جعفري همچنان مي‌دود.

مقدم رضايت
” اسم بازيگري و فيلم و سريال كه به گوش مي‌رسد همه علاقه نشان مي‌دهند و كارگرداني و بازيگري را شغل‌هاي مورد پسندي مي‌دانند. اما جدا از رنگ ولعاب اين شغل‌ها و آنچه كه در جعبه‌هاي جادويمان مي‌بينيم، چه كسي از پشت صحنه اين تلاش‌ها و عرق ريزاني‌ها و زحماتي كه تنها عشق و اشتياق مي‌طلبد باخبر است؟! “مي‌دهد و حالا نوبت برداشتي از خروجي درمانگاه است و اينبار برداشت قبلي از نماي بيرون درمانگاه گرفته مي‌شود و باز هم آفتاب داغ و باز هم دويدن و باز هم تكرار. اينجاست كه بازي امروز اميرجعفري تمام مي‌شود و به سمت اتاق گريم به راه مي‌افتد. دنبالش راه مي‌افتم تا در فرصت مناسبي چند سوال از او بپرسم. پشت اتاق گريم در انتظارم كه «سيدرسول سيدحاتمي» مديرتوليد گروه به شوخي مي‌گويد با من هم مصاحبه كنيد ديگر!

اميرجعفري: به زحمت راه مي‌روم
كم كم مطمئن مي‌شوم كه جعفري خيال بيرون آمدن از اتاق گريم را ندارد كه چهره خسته‌اش را مقابل خود مي‌بينم. وقتي اجازه مي‌خواهم براي پرسيدن چند سوال، مي‌گويد:«نه! مصاحبه؟ اصلا! خيلي خسته‌ام! خيلي!» مي‌خواهم بگويم خيلي كوتاه، فقط چند سوال. كه در حالي كه جلوتر از من راه مي‌رود، قبل از من ادامه مي‌دهد: «حتي ناي راه رفتن رو هم ندارم» مي‌پرسم:«پس چطوري دارين راه مي‌رين؟!» جواب مي‌دهد: «به زحمت!»

اگر استعداد داشته باشي كار سخت نيست
شايان آنجاست و يك لحظه آرام و قرار ندارد. مي‌پرسد از كجا آمده‌ام. در حالي كه مي‌گويم چقدر از من سوال مي‌كني جواب مي دهم و چند سوال كوتاه هم از او مي‌پرسم. «شايان جلالي» كلاس دوم دبستان است و نقش سعيد پسر شيوا ابراهيمي و بهروز قادري را بازي مي كند كه به قول خودش در اين سريال گروگان گرفته مي‌شود و اينكار سومين بازي او است. قبل از اين در چارديواري بازي كرده است و «عبور از غبار» حجت‌الله سيفي هم كار اولش بوده است. شايان مي‌گويد اگر استعداد داشته باشي سختي كار مهم نيست و درس و مشقش را هم كنار كار بازي انجام مي‌دهد و معدلش هم 20 است.

یک جانباز تیر می‌خورد
برداشت بعدي نوبت بازي «پرويز سنگ سهيل» است كه تير خورده و لباسش خوني است، سنگ سهيل جانباز چهل درصد است و برايم تعريف مي‌كند كه زمان جنگ با شهيد آويني همكاري داشته است. محمد سلطاني كه گريم را بر عهده دارد، گريم دستان سنگ سهيل را انجام مي‌دهد و او با دستان خوني بر برانكارد امبولانس مي‌خوابد و برداشت بعدي شروع مي‌شود و عوامل اين بار سوار بر ماشين تصويربرداري را ادامه مي‌دهند.

قرار است برداشت بعدي در آگاهي با حضور شيوا ابراهيمي و نعيمه نظام دوست گرفته شود. تصميم مي گيرم اين برداشت را هم بمانم و بنويسم. به ساعت كه نگاه مي‌كنم شوكه مي‌شوم از 4 ساعتي كه به سرعت برق و باد گذشته است. آقاي حاتمي سوال مي‌كند با اميرجعفري مصاحبه كردي؟ به شوخي جواب مي‌دهم منتظرم خستگي‌شان در شود! اما او رفته است و من هم كم كم راه خانه را در پيش مي‌گيرم.