در کوچه پس کوچه هاي انتقام
نويسنده: احمد صبريان

کالاي خوب هميشه خريدار دارد
بي شک هنگامي که بينندگان انبوه ،مشتري پر و پاقرص مجموعه هاي شبانه شبکه هاي مختلف تلويزيون هستند، نشان از تاثيرگذاري آن سريال بر مخاطبان دارد. زيرا با در نظر گرفتن عوامل جذب مخاطب، توانسته است انعکاس دهنده برخي مسائل حاد جامعه و مشکلات اجتماعي باشد. اگرچه ميزان و شمار بينندگان، شرط لازم براي ارزيابي کيفيت يک سريال است اما بي ترديد شرط کافي نيست. عوامل بسياري توفيق يک برنامه تلويزيوني، فيلم سينمايي يا سريال را رقم مي زند که مضمون و ساختار، از مهم ترين آن هاست. نقش توليدکنندگان، کارگردانان، توانايي ها و قابليت هاي بازيگران، واقع گرايي، پرهيز از شعارزدگي، مناسبتي بودن، جسارت در طرح مضمون، زمان پخش و...، ديگر دلايل اقبال گسترده مخاطبان مجموعه هاي تلويزيوني است. البته تاثيرگذاري اين عوامل، هميشه و در همه موارد يکسان نيست. رسانه ملي نيز موظف است با توليد و پخش آثار تاثيرگذار ، متنوع و ساختارمند، سطح سليقه و ذوق مخاطبانش را ارتقا دهد. آثاري که به لحاظ موضوع، ساختار، قصه هاي ملموس و باورپذير، بازي هاي خوب، موسيقي جذاب، تصاوير دلنشين و کارگرداني حرفه اي، از حداقل استانداردهاي لازم برخوردار باشند.با توجه به هجوم مجموعه هاي طنز شبانه، بعيد به نظر مي رسيد سريال هايي با مضمون اجتماعي بتوانند محبوبيت لازم را نزد مخاطبان بيابند اما استقبال از برخي سريال هاي اجتماعي مسئولان و برنامه ريزان سيما را به اين فکر انداخت که در زمينه ساخت مجموعه هاي ملودرام شبانه، سرمايه گذاري کرده و اين گونه سريال ها را نيز براي پخش در ايام مختلف، تهيه و توليد کنند، تا با نمايش برخي آسيب هاي اجتماعي، ارتباط صميمانه و تاثيرگذارتري با بينندگان و خود داشته باشند.
اين شب ها «سيروس مقدم» با سريال «زيرهشت» که مضموني اجتماعي در گونه ملودرام دارد، بسياري از بينندگان را در ساعت مشخصي پاي تلويزيون کشانده و با روايت داستاني جذاب، پرکشش و پرتعليق، آن ها را پاي جعبه جادو ميخکوب کرده است. با کمي اغماض مي توان گفت در ميان مجموعه هاي تلويزيوني شبانه در حال پخش، «زيرهشت» يکي از بهترين مجموعه هايي است که به سبب به چالش کشيدن برخي مسائل ملموس اجتماعي، مخاطب را با خود همراه کرده و قضاوت را به او مي سپارد. جديدترين ساخته «سيروس مقدم» در مقايسه با ديگر آثار پيشين وي ازجمله «چارديواري»، «رستگاران» و...، در جايگاه بالاتري مي ايستد. به عبارتي با وجود برخي کاستي ها، مي توان آن را برگ برنده کارنامه وي دانست. «زيرهشت» نشان از شناخت بالا و کافي «مقدم» از مديوم تلويزيون دارد، تا آن جا که مي توان ادعا کرد کارگرداني آن به شدت پويا، خلاق و فراتر از استانداردهاي تلويزيون است. مقدم با کارگرداني اين اثر جسورانه به جاي پرداختن به موضوعاتي سطحي، شعارزده و سخيف نشان مي دهد که سريال به سريال، در حال پيشرفت است. وي مسير پختگي را، به خوبي دارد پشت سر مي گذارد. داستان منسجم «زيرهشت» که نتيجه فيلم نامه ساختارمند «سعيد نعمت ا...» است، بيننده را با خود همراه مي سازد و «مقدم» مخاطب را به قضاوت روايت خود فرامي خواند. شايد پرهيز از شعارزدگي يکي از مهم ترين رموز موفقيت «زيرهشت» است. البته بيننده در دل ماجراهاي سريال، با پيام هاي اخلاقي و اجتماعي زيادي مواجه مي شود. پيام هايي که گل درشت نيست و توي ذوق نمي زند و در ناخودآگاه بيننده، رسوب مي کند.
مضمون «زيرهشت» لحني تلخ و گزنده دارد و ممکن است کم تر نشاني از شادي، شور و نشاط در آن سراغ گرفت. اما گاهي اوقات همين لحن تلخ، جذابيت، کشش و تاثيرگذاري بيشتري بر مخاطب دارد. به ويژه آن که بيان و نقد مسائل و مشکلات جامعه و آسيب ها و بزه هاي اجتماعي، دستمايه اصلي اين سريال است. مجموعه تلويزيوني «زيرهشت» برخلاف بسياري از سريال هاي روتين سيما، تيتراژ آغازين قابل توجه، چشمگير و پرمحتوايي دارد. شعر تيتراژ پاياني با صداي دلنشين محمد اصفهاني، نيز تناسب فراواني با مضمون سريال دارد. سيروس مقدم در «زيرهشت» تلاش دارد تا سطح سليقه مخاطبان خود را بالا ببرد. از تيتراژ فکر شده و سنجيده آغازين سريال گرفته تا دکوپاژ نسبتا بي کم و کاست، ميزانسن سرشار از خلاقيت، موسيقي همخوان با نماها و فضاها، ديالوگ هاي پرنغز و آهنگين- که بي شباهت به ديالوگ فيلم هاي مسعود کيميايي- نيست ، ريتم موزون و مناسب، تصويربرداري استادانه، تدوين ماهرانه و تحسين برانگيز و بازي هاي زيرپوستي، روان، درخشان و کنترل شده بازيگران، همگي حکايت از ساختار حرفه اي جديدترين ساخته «سيروس مقدم» دارد. امير جعفري (عطا) در «زيرهشت»، يکي از بهترين بازي هاي خود را به نمايش مي گذارد و بازي هاي يکدست و حرفه اي ديگر بازيگران به ويژه پانته آ بهرام (منيژه) و کامران تفتي (منصور) و ديگراني چون آرش مجيدي (عادل)، مريم بوباني (طلعت) و بازي متفاوت آتيلا پسياني (اميرعلي) و مريم اميرجلالي و... نيز هر کدام در جاي خود تحسين برانگيز است. «زيرهشت» بيان گر اين حقيقت است که فشردگي کار، هرگز نمي تواند دليل موجهي براي کم فروشي باشد. گواه آن هم تصويربرداري درخشان «امير معقولي» است که شايد براي نخستين بار در يک سريال تلويزيوني، صاحب شناسنامه شده است.
«زيرهشت» با لحني تراژيک و به پشتوانه فيلم نامه اي منسجم، به ابعاد زندگي چند شخصيت (عطا، منيژه، منصور، اميرعلي، ليلا، عادل و...) از منظر آسيب شناسي مي پردازد. مقدم در «زيرهشت» لحني تلخ را براي بيان داستانش برگزيده است و همين نکته ممکن است برخي مخاطبان را از تلخي آن آزرده خاطر کند. اما بي شک واگويي کارگردان از فراز و فرود زندگي، نداري، دارايي، اختلاس، قتل، پنهان کاري، خيانت، عشق، انتقام و پيامدهاي فردي و اجتماعي آن، چندان تناسبي با لحن شيرين ندارد. انتقامي که مضمون اصلي داستان مقدم مي باشد، در «زيرهشت» شکلي «قيصروار» به خود گرفته است. بدين معنا که شخصيت هاي اصلي بي توجه به قانون، نيروهاي امنيتي و نهادهاي حقوقي و قضايي، گاه خودشان در پي حق از دست رفته و انتقام از حق پايمال شده شان مي باشند. اگرچه بهتر اين بود که نگاه خوب کارگردان در بيان مشکلات و آسيب هاي اجتماعي، در بطن داستان جاي مي گرفت و با تحليل و منطق بيشتري همراه مي شد. اما پررنگي مقوله هايي چون «انتقام»، «عشق»، حادثه پردازي و درگيري ها و جدال هاي خياباني، آن هم در مناطق جنوب شهر تهران، تا حدي وجه منطقي روايت را تحت تاثير قرار داده است. تا بدان جا که در برخي قسمت ها و سکانس ها خواسته يا ناخواسته در دام «قيصرگرايي» مي افتد و از جامعه معاصر و واقعيت هاي اجتماعي امروز، فاصله مي گيرد.
به باور برخي منتقدان و تماشاگران «زيرهشت» با رديف کردن مشکلات مصائب، فقدان ها، قانون گريزي، خشونت و نگاه منفي به طبقه مرفه جامعه در پي ترويج فرهنگ جويي و کينه توزي است. اما بايد اين نکته را در نظر داشت که رسالت هنرمند، بيان بي واسطه واقعيات اجتماعي است. حقايقي که اگر کمي نگاهمان را تيزتر کنيم و منصف باشيم همين دور و بر ماست و هر روزه در صفحات نشريات، قاب شيشه اي تلويزيون، پرده نقره اي سينما و امواج راديو ديده و شنيده مي شوند. واقعياتي که اگر قرار باشد نسبت به آن ها بي توجه باشيم، مايه حسرت و افسوس فردايمان خواهد شد.
گوشه چشم «مقدم» به سينماي کيميايي
«زيرهشت» به لحاظ شخصيت پردازي، کم ترين نقصي دارد. زيرا تمام آدم هاي آن صاحب شناسنامه و هويت اند. به لحاظ متن، اجرا و کارگرداني نيز بسيار حرفه اي است. فيلم نامه آن نيز در پرداخت موضوع، ديالوگ نويسي هاي تاثيرگذار و خوب و نحوه روايت کم ترين کاستي را دارد. اما بي شک فضاسازي و نگاه کارگردان و فيلم نامه نويس «زيرهشت» به آدم ها و محيط، متاثر از فيلم هاي مسعود کيميايي است. بسياري از سکانس ها، ديالوگ ها و حرکات و رفتار قهرمان اصلي داستان (عطا با بازي امير جعفري)، نيز تداعي گر فيلم هاي اين کارگردان سينما است. اگرچه مقدم در گفت وگويي منکر هرگونه تاثيرپذيري از سينما و آدم هاي آثار کيميايي شده و به قول خودش، تلاش کرده است تا در اجرا و کارگرداني استقلال خود را حفظ کند، اما بي ترديد به سبب غلبه آشکار متن بر اجرا، باز هم نشانه هايي انکارناپذير از سينماي کيميايي را در «زيرهشت» به رخ مخاطب مي کشد. در «زيرهشت» هيچ کدام از شخصيت هاي اصلي (عطا، منيژه، اميرعلي (عيوضي)، منصور و عادل)، سپيد و سياه مطلق نيستند. آن ها آدم هايي خاکستري اند که هر کدام ويژگي هاي رفتاري خاص خود را دارند.سيروس مقدم پس از ساخت چندين مجموعه پرمخاطب، اينک در «زيرهشت» به زبان بصري خاصي دست يافته است که کارش را، از ديگر برنامه سازان تلويزيون متمايز مي کند. ظرايف و ريزه کاري هاي نقش هاي مختلف و بازي هاي بي نقص آنان از «پانته آ بهرام» و «امير جعفري»گرفته تا «کامران تفتي» و «آتيلا پسياني»، يکي از مهم ترين ارکان موفقيت اين سريال نزد مخاطبان است. اما با تمام امتيازات «زيرهشت» نمي توان از برخي کاستي هاي آن چون علاقه ديوانه وار «منيژه» به «عطا» بدون مقدمه چيني هاي لازم، انگيزه غيرمنطقي عطا براي سرقت از جواهرفروشي «حاجي کارخانه»، نوسان هاي شديد اخلاقي و رفتاري عيوضي (آتيلا پسياني) -به جز سکانس هاي حضور وي در زندان- و... چشم پوشيد. اگرچه در کنار همه اين شخصيت ها، خلق بدمن باورپذير و ملموسي چون «منصور» - با بازي کامران تفتي- شخصا براي خود من قابل تحسين است.
مقدم» و چه در مقايسه با ديگر سريال هاي در حال پخش، به لحاظ ساختاري و تکنيکي فراتر از استانداردهاي رسانه تلويزيون است. مقدم به عنوان کارگردان از پس به تصوير کشيدن و روايت داستاني پيچيده و پرشخصيت به خوبي برآمده است.«زيرهشت» اگرچه فضايي نسبتا تلخ و سنگين دارد، اما کارگردان اين تلخي را، با شيوه هاي مختلفي تا حد زيادي تعديل کرده است. ترفندهايي چون حرکت هاي خاص دوربين، عبور آني از صحنه هاي کليشه اي، تبديل شدن محيط و لوکيشن به يکي از شخصيت هاي داستان و ديالوگ نويسي خاص، سبب شده است تا «زيرهشت» با وجود توقف در فضاهاي تلخ و تاريک جنوب شهر، شکل آزاردهنده اي پيدا نکند. «سيروس مقدم» در آثار چند سال اخير خود ثابت کرده است که کم فروشي نمي کند و براي درک و شعور مخاطب خود، ارزش قائل است.
بي شک وي جزو يکي از کارگردانان پرمخاطب ترين سريال هاي مناسبتي و شبانه، يک دهه اخير تلويزيون است. اين نکته خود نشانگر اين حقيقت مي باشد که وي نبض مخاطب را به خوبي شناخته است. بي آن که بخواهد شعورش را دست کم بگيرد يا به آن توهين کند. ويژگي مهمي که بسياري از کارگردان هاي سريال هاي سيما -ازجمله «فاصله ها»- چندان ميانه اي با آن ندارند. به نظر شما در هجوم انبوه سريال هاي سطحي، آيا اين امتياز کمي است و بايد آن را دست کم گرفت؟!
