نقد- ندا رجبي:
گفتوگو با جمعي از حرفهايهاي سينما و تلويزيون درباره ساخت انبوه تله فيلم و گرايش سينماگران به تلويزيون.
طرح ساخت تله فيلم در تلويزيون رويكرد مثبتي بود و با اينكه ميتوانست اتفاقات خوبي را براي تلويزيون و حتي سينماي ما رقم بزند به خاطر بي توجهي در مديريت و عدمشناخت برخي مسئولان و متوليان از شرايط كار تلويزيون و افراد دستاندركارش به فعاليتي بيثمر و غيرجدي بدل شد كه تنها انگيزه بسياري از رفتن به سمت ساخت آن، درآمدي است كه ميشود كسب كرد.
البته در ميان اين همه، گاهي كارهاي قابل قبولي به چشم ميخورند كه به نسبت بقيه تشخص يك فيلم تلويزيوني را دارند، اما در شرايطي كه اكثريت كارهاي نازل به وجود آوردهاند چنين آثاري نيز قرباني بياعتمادي نگاه مخاطبان و منتقدان شده و حتي بدون دادن رأي منفي، بيتفاوت از كنارشان ميگذرند. گفتوگو با تعدادي از عوامل و سازندگان حرفهاي در عرصه تهيهكنندگي، كارگرداني، نويسندگي و بازيگري در سينما و تلويزيون هم نشان ميدهد مشكلات تله فيلم ريشهاي است و دربرگيرنده همه ابعاد توليد يك اثر است كه حل آنها به همت همه افراد مربوط به اين عرصه و البته خارجكردن افراد نامربوط از اين گود نياز دارد.
ميگويند تله فيلم يك منبع درآمد عالي است براي تهيهكنندگان و يك جور سرگرمي براي اوقات بيكاري جماعت سينما و تلويزيون. اين حرف بعضي از كساني است كه خودشان هم به ساخت تله فيلم مشغولند!
اسماعيل عفيفه: منظور از منبع درآمد عالي چيست؟
مثلا ميگويند فلان تهيهكننده 100ميليون تومان ميگيرد بابت ساخت يك تلهفيلم و فقط 20ميليون تومان را خرج ساخت آن ميكند.
اسماعيل عفيفه: نه، اين عملا امكانپذير نيست واقعا. ببينيد اگر بخواهيم دقيق نظر بدهيم مشكل تله فيلمها به نظر من اين است كه تجربهاي جديد در تلويزيون ما هستند. گرچه 3سالي از شروع ساخت آن به طور انبوه گذشته و خيلي هم نو به نظر نميرسد ولي انگار يك روحيهاي در تلويزيون ما وجود ندارد كه از تجربياتش درس بگيرد و اشكالاتش را رفع كند. تله فيلم در كشور ما بلاتكليف است هنوز، تلويزيون بودجه كمي ميدهد براي ساخت آن. اگر قرار است تله فيلم يك « نود دقيقهاي» باشد مثل كار سينمايي بايد توجه داشته باشيم كه چنين فيلمي 350يا 400ميليون تومان در سينما خرج دارد و حالا قرار است با 100ميليون بسازند. خب طبيعتا پول كم، كيفيت را پايين ميآورد.
حالا ما نميگوييم بايد پول زياد باشد، نه. اما اگر قرار است پول كم باشد، پس بايد نوعي از تله فيلم طراحي شود كه با اين پول كم بشود آن را ساخت؛ نه اينكه فيلمنامههايي را بياورند كه همينطوري نگاه ميكني هزينه سردستياش 300ميليون تومان است، حالا آن مسئول، 100ميليون تومان ميدهد و آدمي هم كه آن طرح را برده ميخواهد به هر قيمتي آن را كار كند، پس با همان بودجه كم ميسازد و يك جوري با ماست مالي تحويل تلويزيون داده ميشود و تلويزيون هم پخش ميكند. بعضيها را ساعت 2نيمهشب پخش ميكند كه كسي نبيند، از بس كه بد هستند.
اميرحسن شريفي: به نظر من هم هر كس اين نظر را داده كه 20ميليون خرج ميكنند و 80ميليون را ميگذارند در جيب در جريان كار نيست و از دور شنيده چون يك فيلم هر چقدر هم معمولي، خرج لوازم و لوكيشن آن بيش از اين است؛ يعني اگر به شكل آماتوري هم ساخته شود و يك دستيار كارگرداني بيايد كارگرداني و فيلمنامه و طراح صحنه و لباس و غيره و غيره را هم خودش انجام دهد- كه اتفاقا بعضيها اين كار را كردهاند- باز حدود 40-30ميليون تومان خرج دارد.
اما به هر حال بايد جلوي اين نوع كار كردن را گرفت. متاسفانه يك فضايي وجود دارد در تلويزيون كه روابط در آن بيش از ضوابط اهميت دارد و در حال حاضر خيلي از تهيهكنندگان حرفهاي سينما هستند كه كار نميكنند، در حالي كه اينها قدرت و آگاهي دارند براي اينكه تله فيلم خوب بسازند، اما از آنها استفاده نميشود و اغلب كساني كه آشنا هستند و يك ارتباطي دارند سفارشها را ميگيرند و ميسازند و بد هم ميسازند.
حميد نعمتالله: به عقيده من هم يك عدهاي از تهيهكنندگان تلويزيون خيلي به توليدات تلويزيون لطمه ميزنند. حالا به جنبههاي مختلف تهيه، كاري نداريم اما مهمترين خصوصيت يك تهيهكننده خوب اين است كه به سود معقول و متناسبي قانع باشد و فكر نكند بايد پول زيادي گيرش بيايد چون تهيهكننده است و درآمد او از كارگردان و فيلمنامهنويس و بازيگر و... بايد بيشتر باشد. چه كسي اين را گفته؟ چنين قراري نيست!
همين سهمي كه تهيهكنندگان براي خودشان در نظر ميگيرند باعث شده دچار توهمي شوند در مورد خودشان. جالب است با خيليهايشان كه برخورد داشتم ديدم كه خودشان را كارشناسان خبره فيلمنامه و كارگرداني ميدانند، در حالي كه هيچي سرشان نميشود و اين از آثارشان هم كه ميسازند و همه يك مشت جفنگ و حرف مفت است هم پيداست. (لطفا اين را با همين صراحت بنويسيد!) من البته نميخواهم نقش تهيهكننده را زيرسؤال ببرم، به هيچ وجه. تهيهكنندگي هم بخشي از كار فيلمسازي است كه بخش مهم و تاثيرگذار و تعيينكنندهاي هم هست ولي با يك سود معقول.
منتها بسياري اين را در نظر نگرفتند و با سود زيادي كه در اين سالها براي خودشان درنظر گرفتند به توليدات خيلي لطمه زدند و تلويزيون هم كمتر با اينها برخورد كرده. نميدانم چرا! يعني طرف يك كار آشغال ساخته، پولها را نفله كرده، باز دوباره به او سفارش كار ميدهند و ميرود انجام ميدهد! اما تهيهكننده خوب هم بينشان هست و انصافا كه به نقش خودشان آگاهند و تاثير خيلي مثبتي بر كيفيت كار ميگذارند. با اين حال تهيهكنندگي در سينما و تلويزيون ايران مشكل بزرگي است و در هر دو بخش آدمهاي كمتخصص خيلي زياد هستند نسبت به رشتههاي ديگر؛ آدمهاي سودجوي بيمنطق، كمتخصص، نابلد و بيربط.
البته جدي نگرفتن تله فيلم از جانب عوامل ديگر مثل بازيگران و به خصوص كارگردانها لطمهاي كمتر از بحث تهيه به آثار وارد نميكند.
حميد نعمتالله: براي من كه تله فيلم، كاملا جدي است. راستش اصلا فرق به خصوصي براي من با فيلم سينمايي ندارد و در واقع فرق سينمايي با تلهفيلم در اندازهاش است. اما تفاوتي به اين معني كه تلهفيلم عيارش پايينتر باشد يا كار كم مقداري باشد براي من ندارد و به نظرم فرصت جالبي است و ميشود فيلم خوب ساخت. اما در ضمن يك فيلم تلويزيوني و فيلم سينمايي دو كار مختلف هستند كه نبايد با هم مقايسه شوند. فيلم تلويزيوني يك مدل ديگر است كه قرار هم نيست هزينه زيادي صرف آن بشود.
مهدي هاشمي: زماني كه من خبر ساخت تله فيلم به شكل انبوه را شنيدم خوشحال شدم؛ به اين دليل كه به نظرم آمد كه خيلي فكر خوبي است براي جواني كه استعدادش را در فيلم كوتاه نشان داده چون او يكباره كه نميتواند وارد سينما شود، بنابراين در اينجا ميتواند خودش را نشان بدهد. من يادم ميآيد كه كارگردانهايي مثل آقاي عباس كيارستمي، نادري، بيضايي و... از كانون فيلم كودك و نوجوان وارد سينما شدند كه با كمترين بودجه فيلمهايشان را ميساختند با عوامل بسيار ارزان و فضاهاي محدود مثل بودجهاي كه براي تله فيلم وجود دارد.
اما نميدانم چطور مديريت ميشود كه چنين وضعي پيش آمده و از هر 10تلهفيلمي كه ساخته ميشود 9تاي آن خيلي بد است، به خاطر اينكه همه را به تعداد زياد به دفاتر و به پسرخالههايشان ميسپارند. من چند سال پيش جز هيأت انتخاب فيلم كوتاه بودم و 700تا فيلم كوتاه ديدم كه 50 تاي آن عالي بود. اينها كجا هستند؟ چرا اين فيلمها را آنها نميسازند؟ چرا از اين امكان براي استعداديابي استفاده نميكنيم؟
يكي از مهمترين دلايلي كه باعث شد تله فيلم كار كماهميتي تلقي شود اهالي سينما هستند كه آن را به چشم كم نگاه كردند و گفتند حالا كه بيكاريم برويم تله فيلم بسازيم.
اسماعيل عفيفه: موافقم. خيلي از تهيهكنندگان سينما سفارش يكسري تله فيلم گرفتند و دارند كار ميكنند. به هر حال اين جبران كمكاري بعضي از دوستان در سينماست چون وقتي آنجا كار نميكنند يا كم كار ميكنند ميآيند سراغ ساخت تله فيلم. البته در ميان اين افراد كسي مثل حسن فتحي هم هست كه فيلم سينمايياش امسال يكي از موفقترين فيلمهاي جشنواره بود اما كماكان احترام خاصي براي تلويزيون و مخاطبش قائل است، در حالي كه خيلي از كساني كه در سينما كار كردهاند و اين روزها مشغول ساخت تله فيلم هستند يك نگاه از بالا به پايين غيرموجه و بيخودي به تلويزيون دارند و ميگويند به تلويزيون ميرويم كه بيكار نمانيم. وقتي نگاهشان اينطور باشد مسلما نتيجه كار خوب از آب در نميآيد.
حميد نعمتالله: به نظر من كساني كه اين حرف را ميزنند قصد دارند تنبلي و نابلدي خودشان را يكجوري توجيه كنند. من يك نفر هر تله فيلمي كه ساختم و ميسازم، پشتش ميايستم. بد باشد شرمنده اين اتفاق خواهم بود و خوب باشد افتخار ميكنم و تمام سعيام را ميكنم كه خوب باشد. نميفهمم وقتي كسي ميگويد جدي نيست و ما همه انرژي و سعيمان را نميگذاريم يعني چي؟ يعني مثلا دوربين بايد در اين نقطه باشد ولي شما ميگذاريد در آن نقطه؟! نه، اينها بهانه است. ادا و اطوار است. لوسبازي است. اين دوستان در سينما
ابر و باد و مه وخورشيد را جمع ميكنند. فيلمبردار آنچناني ميآورند و بازيگر آنچناني ميآورند. 18نفر بيايند بنويسند، 24نفر تدوين كنند. برقصند و بكوبند و خلاصه چيزهايي هست در سينما كه ميتواند كمك كند تا فيلم سرپاتر شود و اينطور نابلدي خودشان را يك خرده در سينما ماست مالي ميكنند ولي در تله فيلم ديگر اين امكانات نيست و يك خرده سختتر است.
پس هر كس كه اينطور نگاه ميكند و باعث شده اين ديدگاه به وجود بيايد بيخود ميگويد و واقعا خيلي خودخواهي ميخواهد كه 90دقيقه وقت چند ميليون آدم را بگيري و بگويي همين است و اين موضوع جدي نيست و يكي هم نيست بگويد تو خودت چقدر جدي هستي كه اين مسئله را غيرجدي تلقي ميكني؟ گفتم، اين افراد ميخواهند جلوي خجالتي كه ميكشند را يكجور با اين حرفها بپوشانند وگرنه يك فيلمساز واقعي و درست و حسابي همه كارها را با همه ايمان و اعتقاد و توانايياش انجام ميدهد. حالا نتيجه چه ميشود بحث ديگري است. ولي اينكه از لحظه اول بدون اعتقاد و توجه كامل كار كند اصولا رفتار غيرحرفهاي و غيرشرافتمندانهاي است.
حسن فتحي: البته آمدن كارگردانهاي سينما به تلويزيون را من هم بد نميدانم و ميتواند مفيد هم باشد اما به شرط اينكه به قول آقاي عفيفه اين نگاه از بالا به پايين را كنار بگذارند چون بسيار اشتباه فاحشي است اگر كارگرداني خيال كند سينما يعني هنر نمايشي درجه يك و تلويزيون يعني هنرنمايشي درجه دو. اصلا اين مقايسه به قول علماي اهل منطق قياس معالفارق است. مديوم تلويزيون اصلا مخاطباش فرق دارد با مخاطب سينما.
فضاي ارتباطي يك اثر تلويزيوني با مخاطب بيشتر مبتني بر روانشناسي فردي است. يكي، دو نفر در هر خانه مينشينند و كار را تماشا ميكنند ولي فضاي ارتباطي كارگردان فيلم با مخاطب در سينما و سالن سينما مبتني بر روانشناسي جمعي است و اصلا دو تا زيباييشناسي متفاوت دارد. يا مثلا يكي از ويژگيهاي فيلمنامه خوب سينمايي ايجاز است، اما باور كنيد در تلويزيون عكس آن مهم است. پس اصلا قواعد ساخت يك اثر در تلويزيون بر مبناي مخاطب تلويزيون، منوط به برخورداري از يك تجربه چندين و چندساله است.
كارگردانهايي كه از سينما به تلويزيون ميآيند خيليهايشان هم كارگردانهاي خيلي خوبي هستند منتها چون مخاطب تلويزيون را نميشناسند و ضريب تمركز مخاطب تلويزيوني را با ضريب تمركز مخاطب سينما كه در سالن نشسته اشتباه ميگيرند و از اين بدتر فكر ميكنند كه تلويزيون است ديگر، هرچه ساختي، ساختي! نه، اين خبرها نيست، وگرنه يك سينماگر هم اگر اين شناخت را به دست بياورد و تعصبات كوركورانه را نسبت به اينكه سينما بهتر است و...كنار بگذارد و ياد بگيرد تلويزيون فرصت خاص خودش را دارد موفق ميشود كه در تلويزيون هم مخاطب داشته باشد و كار خوب ارائه دهد. ولي اگر كسي با اين تفكر كه من كارهاي خوبم را در سينما ميسازم و زنگ تفريحم را ميروم تلويزيون كه پول در بياورم به تلويزيون بيايد، مطمئن باشيد كه شكست ميخورد؛ كه ديديد نمونههايش را.
رضا كريمي: كاملا درست است. من وقتي بعد از چند كار سينمايي وارد تلويزيون شدم متاثر بود از فضاها و كارهايي كه از تلويزيون ديده بودم و قدري طول كشيد تا با مديوم تلويزيون آشنا شوم و حالا بعد از چند كار تلويزيوني به يك فرمي رسيدم كه راضيام كند. پس شناخت و تجربه در هر عرصهاي لازم است تا بتوان كار خوبي ارائه داد و اينطور نيست كه سينماييها تلويزيون را كار راحتي تصور كنند يا برعكس. البته حسي كه گفتيد از بالا به پايين نگاه ميكنند متاسفانه وجود دارد در بين خيليها و حس بدي است و بخشي از آن برخاسته از برخي كارهايي است كه در تلويزيون به طور سرسري و با بيسليقگي ساخته شده و باعث چنين نگاهي از طرف بعضي دوستان شده است.
درستش اين است كه ما به تماشاگرمان فكر كنيم و به شعور و سليقه او احترام بگذاريم چون ديگر تماشاگر ما خيلي فرق دارد با چند سال قبل. ديگر كارهاي مدرني نگاه ميكند كه سختگيرش كرده. حالا ديگر غير از فيلمهاي روز جهان، سريالها هم در اختيار او قرار دارد، پس به محض ديدن كارها قياس ميكند و بايد سعي كرد كه در اين قياس كردن خيلي جا نخورد.
شايد اگر تله فيلمها داوري ميشدند همه آن را قدري جديتر ميگرفتند.
حميد نعمتالله: بله، موضوع مهم در مورد تله فيلمها اين است كه روي زندگي حرفهاي كساني كه آنها را ميسازند تاثير نميگذارد و اين باعث ميشود مثل يك زنگ تفريح و يك شوخي تلقياش كنند. يك فيلم سينمايي را چرا همه سعي ميكنند خوب شود؟ چون تاثير دارد در آيندهشان؛ هم تاثير اقتصادي و هم اعتباري. يك فيلم ميتواند موقعيتسازندهاش را تغيير دهد.
اگر فيلم بدي بسازد همه از او جواب ميخواهند، مسخرهاش ميكنند و همه جا مينويسند، وقتي فروش نكند فيلم بعدياش را ممكن است نتواند بسازد. آدمها دوست ندارند با او كار كنند و خلاصه همه پيامدهاي طبيعي كه براي آدمي اتفاق ميافتد كه كارش را بد انجام دهد. حالا وقتي در ساخت سريالها و تله فيلم اين تاثير وجود ندارد برآيند، همين ميشود. اين را بايد بررسي كرد. ايراد همين جاست. يك وقتي سريالهاي مناسبتي بدترين سريالهاي تلويزيون بودند ولي بعد از چند سال مهم شدند و تبديل شدند به سريالهاي خوب تلويزيون. پس تغيير نگاه مسئولان و مديران تلويزيون تاثير مهمي دارد.
اميرحسين شريفي: اين نيازي بود كه در همان توليدات اول تله فيلم احساس ميشد. در همان روزهاي اول خود ما وقتي ديديم هيچ اقدامي در اين مورد صورت نميگيرد سال گذشته تصميم گرفتيم يك داوري و جشن خصوصي در اينباره برگزار كنيم. توليد تله فيلم در موسسه ما به تعداد قابلتوجهي رسيده بود و ديديم براي تشويق و ايجاد انگيزه در بين عوامل توليد و در نتيجه بالا بردن كيفيت كارها خوب است كه خودمان وارد عمل شويم.
براي داوري هم از بزرگان و پيشكسوتان عرصه فيلمسازي و نقد دعوت كرديم؛ مثل آقاي داريوش مهرجويي، مسعودكيميايي، جواد طوسي و... كه اتفاقا خيلي هم موثر بود و باعث شد خيلي از دوستاني را كه با ما همكاري داشتند در 29 تله فيلمي كه ساخته بوديم در اين 3سال، دوباره ببينيم و به همكاري ادامه دهيم. اما واقعا درخواست ما از مسئولان تلويزيون اين است كه يك داوري ميان تمام آثار انجام شود بلكه آن را جديتر بگيرند.
عليرضا كاظميپور: بله، تلهفيلم شده يك نانداني. هر كس بيكار ميشود ميرود كار ميكند چون نه ديده ميشود و نه ارزشي بر آن گذاشته ميشود. در واقع تا وقتي قضاوت نشود پيشرفت نميكند و لطمه زيادي هم به توليدات ديگر تلويزيون ميزند. من خودم عضو هيات داوران جشنواره تله فيلمها بودم كه قرار بود ارديبهشت برگزار شود و نشد. متاسفانه تلهفيلمها با اينكه با انگيزه خوبي راهاندازي شدند و قرار بود آنتن شبكهها را در مناسبتهاي مختلف و تعطيلات پركنند و با اهداف و سياستهاي سازمان تفريح و تنوع خوبي براي تماشاگران تلويزيون ايجاد كنند ولي عملا لطمه بزرگي به چرخه سينما و تلويزيون زدند.
اين لطمه زدن هم اعتقادي است كه خيليها داشتند و بعضي از اين خيليها هم خودشان رفته رفته وارد گود شدند و تله فيلم كار ميكنند.
اميرحسين شريفي: البته اين ضربهزدن را من از جهاتي قبول دارم، اما اين به ارتباط سينما و تلويزيون برميگردد نه به ساخت تله فيلم. من بارها گفتم بايد ارتباط تلويزيون و سينما بهتر شود. چرا نبايد فيلمهاي سينمايي را بعد از اكران در تلويزيون نشان دهند؟ اعتقاد خيليها اين است كه بايد بهجاي ساخت تله فيلم، فيلمهاي سينمايي را پخش كنند.
البته سينما نميتواند جوابگوي هر 5 شبكه باشد. سالي 90 فيلم سينمايي هم كه در تلويزيون پخش شود فقط جوابگوي عصر جمعه شبكه يك خواهد بود، در اين صورت تله فيلمها هم ميتوانند در كنار سينما ساخته شوند. پس اين به عدم تفاهم سينما با چارچوبهاي تلويزيون برميگردد نه به ساخت تله فيلم.
عليرضا كاظميپور: البته ضربهاي كه ساخت تله فيلم هم به سينما و هم تلويزيون زده اين است كه هزينههاي توليد يك سريال و يك كار سينمايي سهبرابر شده چون دستمزد بازيگران و حتي عوامل ديگر هم سه برابر شده. از طرفي به خاطر كمبود بازيگر، نويسنده و... ديگر نميتوان نيروي خوب و حرفهاي براي ساخت يك كار جذب كرد چون همه سركار هستند و معضلي شده براي تلويزيون و سينما.
البته بازيگراني هم هستند كه همچنان مخالف شديد تله فيلم هستند و در آنها حضور پيدا نميكنند و دوستان همكارشان را هم از اين كار منع ميكنند!
مهدي هاشمي: به نظر من اين بستگي به برد هر بازيگر دارد.
گوهرخيرانديش: ببينيد من كه شخصا در وهله اول هيچوقت هيچكس را و هيچ ايده و فكري را رد نميكنم، تاييد هم نميكنم. من ميگويم هنرمند در هر شرايطي بايد كار خودش را بكند. نبايد به اين فكر كند كه اگر تله فيلم است كمتر انرژي بگذارم و اگر سينمايي است بيشتر. يا اين كار بد است و آن كار خوب. اين درست است و آن غلط. كار خوب، خوب است. كجا؟ فرقي نميكند، به يك معني كار، كار است.
اين ركن اصلي بازيگري است. اينكه كيفيت در كارهاي تله به چه صورت است و چه تعاريفي از آن دارند، چيزي است كه بايد كارشناسانه بررسي شود. از طرفي با بودجه كمي كه اختصاص به تله فيلم دارد دستاندركاران هم طبيعتا نميتوانند همه عوامل و همه بازيگران را حرفهاي و شناختهشده انتخاب كنند و دستمزدهاي بالا بدهند؛ به همين دليل مجبورند يك نفر يا نهايتا 2 نفر را در رأس كار بگذارند كه بار فيلمنامه را به دوش بكشد و بقيه را طوري انتخاب كنند كه هزينه بالايي روي دستشان نگذارد. در موارد ديگر مثل فيلمبرداري و فيلمنامه و موسيقي و... هم همينطور است. با اين حال براي من فرقي ندارد، سر هر كاري بروم همه انرژيام را ميگذارم تا خوب شود. شايد بعضيها انگيزهشان را از دست بدهند وقتي ميبينند كاري است كه مخاطب از آن سرسري خواهد گذشت ولي من اينطور نميتوانم كار كنم. گرچه در چنين شرايطي كار كردن خيلي سخت است.
اميرحسين شريفي: البته موضعي كه برخي بازيگران نسبت به اين كارها دارند بيعلت نيست. مسئلهاي كه وجود داشت در مورد اين كارها، كپي كشيدن و اكران سينمايي بود كه به نوعي دور زدن بازيگران و حتي عوامل ديگر و در كل دور زدن سينماست، چون شخصي كه براي يك تلهفيلم قرارداد ميبندد باتوجه به بودجه تله فيلم قرارداد بسته كه با بودجه سينمايي و دستمزدي كه براي آن ميگيرد، خيلي فرق دارد، پس حق دارد به اكران آن اعتراض كند و بدبين شود.
در اين ميان عدهاي هم از اين تهيهكنندگان بودند كه مجوز تهيهكنندگي تخصصي در سينما را نداشتند، اين بود كه با تهيه تله فيلم ميخواستند ميانبر بزنند و ميرفتند ارشاد پروانهاي ميگرفتند و من يكي از معترضين جدي اين كار بودم كه پس از آن صنف تهيهكنندگان و خانه سينما هم اعتراض كرد.
حضور كارگردان قوي در تلويزيون
كيانوش عياري: من اول در مورد آمدن كارگردانهاي سينما به تلويزيون بايد بگويم كه به عقيده من كسي كه كارش را بلد است و به آن احترام ميگذارد خيلي طبيعي است كه ميتواند بنابر كيفيت تجربه خودش در عرصه تلويزيون هم خودش را نشان بدهد و بايد به اين نكته هم توجه داشته باشيم كه حضور كارگردانان خوب سينما در تلويزيون كمك ميكند به ارتقاي سطح كيفي كارهاي تلويزيوني و مخاطبش را هم دچار يك تغيير بينش ميكند.
بنابراين از اين منظر نه تنها اشكالي ندارد، بلكه خيلي هم خوب استاما ما ميدانيم كه انگيزه اصلي اين نيست؛ بلكه بحران حاكم بر سينماست كه بخش قابلتوجهي از كارگردانان سينما را وادار به كوچ ميكند. حالا به اين كوچ هر كس به گونهاي نگاه ميكند، اما من فرقي در كار كردن براي سينما و تلويزيون نميبينيم و آن را نوعي ييلاق و قشلاق ميدانم. اما مشكلي كه درباره اين تلهفيلمها وجود دارد و من نميپسندم و غير قانوني هم هست به كار بردن عبارت فيلمسينمايي است.
هيچ ايرادي ندارد كه صدها تله فيلم ساخته شود، خوب است و بخشي از بحران معيشتي سينما را هم جبران ميكند و ميتواند توسط كارگردانان تازهكارتر و گاهي حرفهايها همچنين تله فيلمهايي ساخته شود. من استقبال ميكنم و حتي خودم حاضرم بسازم، چرا كه نه، اما مشروط بر اينكه عنوان فيلمسينمايي هرگز بر آن اطلاق نشود.