وطن امروز :محمدرضا ورزی یا کارگردان تاریخی ساز؟ زیاد فرقی نمیکند. حالا دیگر با فضای ذهنیاش آشنا شدهایم؛ از وقتی «ابراهیم خلیل الله» را دیدیم یا با سریال عمارت فرنگی و پدرخواندهاش دهه فجر را گذراندیم. سریال «سالهای مشروطه» ششمین تجربه کارگردانی اوست که به مناسبت ایام دهه فجر از شبکه سوم سیما در حال پخش است. شاید اگر تیتراژ را نمیدیدیم فکر میکردیم که یک کارگردان سن و سالدار پشت دوربین روی صندلی کارگردانی نشسته است اما نام محمدرضا ورزی به عنوان کارگردان برای سریال «سالهای مشروطه» بار دیگر ثابت کرد که .................
دنیا خمامی:
فکر میکنم شما در «سالهای مشروطه» نخواستید درباره تاریخ قضاوت کنید و تصمیم را برعهده تماشاگر گذاشتید. بهعنوان مثال در تمام نوشتههای تاریخی آمده است که ناصرالدین شاه مردی عیاش بوده که درایت شاهی نداشته اما شما طوری این شخصیت را تصویر کردهاید که مخاطب از او بدش نمیآید.
اتفاقاً از ایرج راد به این خاطر استفاده کردم چون او در جوانیاش نیز نقش جوانی ناصرالدین شاه را بازی کرده بود، به همین خاطر خیلی بهتر میتوانست از پس این نقش بربیاید.
اما ایرج راد یک آرامش درونی دارد که با قدرتگرایی ناصرالدین شاه منافات دارد ...
برعکس به نظرم آن استبداد لازمی که برای این نقش مدنظر من بود را بخوبی درآورد. درباره نقش کمالالملک هم این اتفاق رخ داد. حالا جمشید مشایخی در این سن دوباره نقش کمالالملکی را که در جوانیاش ایفاگر آن بود بازی کرد. خیلیها بابت این موضوع از من خرده گرفتند، اما من بابت این اتفاق خیلی خوشحالم.
سوال بعدی را مشخصا درباره مظفرالدینشاه میخواهم بپرسم. اینکه اکبر عبدی کمی بیش از اندازه این شخصیت را احمق جلوه داده است، اولا میخواهم بدانم این تعمد شما بوده یا خیر؟ سوال دوم را هم در قالب همین سوال این طور میپرسم که آیا اکبر عبدی طبق معمول از بداههگوییهایش برای این نقش استفاده میکرد؟
مظفرالدین شاه خیلی ابلهتر از اینکه ما در سریال «سالهای مشروطه» به تصویر کشیدهایم بوده است. من اگر سیدی صدای مظفرالدین شاه را برایتان بگذارم یقین دارم شگفتزده میشوید از این همه حماقت! در قسمتی از سیدی صدای او را شنیدم که میگفت: من سایه خدا هستم در زمین!
صدای مظفرالدین شاه را از کجا آوردید؟
از روی گرامافونی که در آن زمان از صدای ایشان ضبط شده بود به دست آوردم. اکبر عبدی هم تماما از روی صدای او تقلید کرد، فقط در بعضی از سکانسها از بداههپردازیهای خودش استفاده کرد که آن را هم برای پخش درآوردند. من برای قسمتهای مظفرالدین شاه این تعمد را داشتم که به صورت یک زنگ تفریح برای مخاطب باشد و صرفا یک استراحتی به او بدهد تا از خشکی قسمتهای پیشین یا بعدی کمی فاصله بگیرد.
خب، حالا کمی قابل قبول شد. وجود داستانکهای فرعی در سریال شما خیلی کمرنگ است و فقط به موضوعات و مسائل دربار پرداختهاید؛ مثلا داستان فرعی اصلان و امینه خیلی به دیده شدن سریال کمک کرد، اما شما آن را در فرع قصه قرار دادید، چرا؟
همه چیز باید به اندازه باشد چون اگر غیر از این باشد، دل مخاطب را میزند. مثلا اگر قسمتهای عشقیاش را اضافه یا کم میکردیم از اندازههایش خارج میشد و به دل نمیچسبید.
کاراکتر محمدرضا شریفینیا در تاریخ نمونه دارد یا ساخته پرداخته ذهن شماست؟
نه، شخصیت محمدرضا شریفینیا در تاریخ وجود دارد.
خیلیها میگویند انتخاب نواب صفوی برای نقش سیدجمال الدین اسدآبادی به اصرار محمدرضا شریفینیا بوده است.
این را حتما بنویسید، به نظرم کارگردانانی که با توجه به نظر دیگران بازیگرانشان را انتخاب میکنند به درد لای جرز دیوار میخورند. من خودم برای ایفا کننده نقشهای سریالم تصمیم میگیرم. ممکن است گاهی اوقات برای نقشی کسی، بازیگری یا فردی را پیشنهاد کند که البته من آن را رد نمیکنم و اگر خودم احساس کنم که میتواند نقش را بخوبی بازی کند حتما از آن فرد استفاده میکنم. راجع به حسام هم باید بگویم ضمن دوستیاي که من با او دارم در فیلم «ابراهیم خلیلالله» او نقش حضرت اسماعیل را بخوبی ایفا کرده بود، برای همین در این مجموعه هم ترجیح دادم از حضور او استفاده کنم.
سیدجمال الدین اسدآبادی در استانبول در باغی خوش آب و هوا نشسته و با خیال راحت به میرزارضای کرمانی میگوید که جان تو برای وطنت است، به تصویر کشیدن ملاقات این دو در آن ناز و تنعمی که شما نشان دادید کمی باعث آزردگی مخاطب و خودخواه تصویر کردن اسدآبادی نشد؟
ببینید در تاریخ هم شخصیت اسدآبادی به همین صورت است، من از خودم چیزی اضافه نکردم. در ضمن استانبول اصولا شهر زیبایی است، نه اینکه ایشان بخواهد در ناز و نعمت باشد. او رهبر این نهضت است و نباید احساسی تصمیم بگیرد.
چقدر برای درآمدن درام و داستان موردنظري خود در این سریال به روایتها و واقعیتهای تاریخی کم یا اضافه کردید؟
گاهی بعضی قسمتها را با سرعت بیشتری به تصویر کشیدم اما به تاریخ چیزی اضافه یا کم نکردم. من کاراکترهای تاریخی را آن جور که دیدم روایت کردم.
یعنی مخاطب باید از زاويه ديد شما به تاریخ نگاه کند؟
اگر بخواهیم اینجوری بگوییم کمی خودخواهانه جلوه میکند، اما من برای این سریال و موارد تاریخیاش از چند مورخ برجسته کمک گرفتم. باید سریالهای تاریخی بیشتری ساخته شود تا هر نسل با گذشتهاش بیشتر آشنا شود. نباید روایتها را دوباره به همان شکل قبلی بسازیم چراکه این اتفاق باعث میشود سریالها تکراری و شبیه هم بشود. هرکسی باید آنجور که تاریخ را میبیند آن را به تصویر بکشد.
این موجبات تحریف تاریخ را فراهم نمیکند؟
نه، اتفاقاً موجبات تحلیل تاریخ را فراهم میکند. ما همیشه از تاریخ فقط روزشمار آن را میدانیم مثلا اینکه فلان شاه در چه روزی به دنیا آمده یا مثلا فلان جنگ و شورش چه زمانی شروع شده است؟ ما باید تاریخ را بخوانیم تا بدانیم آن افرادی که در تاریخ وجود دارند و تاریخساز شدهاند چه کاری کرده و چه کاری نکردهاند تا از سرنوشت آنها برای زندگی خودمان عبرت بگیریم.
مثلاً شخصیت «امینه» نمونهای در تاریخ هم دارد؟
نه این شخصیت در تاریخ وجود ندارد و نمونه تاریخی ندارد.
خلق این شخصیت و انتخاب تینا پاکروان برای این نقش به خاطر سمتی که ایشان در پشت صحنه داشتند بود یا موضوعی دیگر؟ بهتر نبود از بازیگر چهرهای برای این نقش استفاده میکردید؟
درباره انتخاب ایشان باید بگویم این بحث اصلا وجود ندارد. خانم پاکروان در نوشتن فیلمنامه خیلی به من کمک کرد. ایشان در نوشتن فیلمنامه و پردازش شخصیت امینه خیلی به من کمک کرد و من به یکباره به این فکر کردم که چرا خود او در این نقش بازی نکند؟ چون من برای این نقش میخواستم از بازیگری استفاده کنم که چهره خیلی بکر و سادهاي داشته باشد که مخاطب تا به حال او را ندیده باشد. به همین خاطر به او پیشنهاد بازی در این نقش را دادم که ایشان گفت: من پشت صحنه مسؤولیت دارم و نمیتوانم. اما من به او آرامش خاطر دادم و اصرار کردم که میتواند.
قبول کنید که این یک ریسک بزرگ بود. چون امینه نقش اصلی و راوی داستان بود و اگر بد بازی میكرد کار زمین میخورد.
به هر صورت کارگردانی یکسری ریسک هم میطلبد.
عدهای با برداشتهای سیاسی از «سالهای مشروطه» میگویند شما در سریالتان سیاست خود را مشخص نکردهاید و پیوسته یکی به نعل زدهاید و یکی به میخ. در برابر این عده چه پاسخی دارید؟
نمیدانم چرا میگویند یکی به نعل زدهام، یکی به میخ! من اهل هیچ فرقه و گروهی نیستم و در اینجا هم روایتم بیموضع بوده است، هر چند معتقد به ملاک و معیار برای مواجهه با هر موضوع و واقعهای هستم. من در مسائل و فرقهبندیهای معاصر هم فراتر از تعصبات گروهی همیشه تابع تصمیمات رهبری بوده و هستم. من پیرو ولایت و ولایتمداری هستم و این موضوع را هم به روشنی اعلام کرده و میکنم.
من فکر میکنم پخش هرشبی سریال کمی به آن ضربه زد و این پخش روتین مناسب کار ارزشمندي مثل «سالهای مشروطه» نیست. نظر شما را بهعنوان کارگردان دوست دارم بدانم.
اتفاقا من از پخش هر شبی این سریال بسیار راضی هستم و امیدوارم همه سریالهای تاریخی به صورت روتین پخش شوند، چرا که یک روایت تاریخی نباید از ذهن مخاطب فاصله بگیرد.
برای این سریال از شما انتقاد هم کردند.
اتفاقا خیلیها به من زنگ میزنند و نظراتشان را میگویند. شاید برایتان جالب باشد که بگویم از روستایی به من زنگ زدند که من حتی نام آن روستا را هم تا به حال نشنیدهام، برای من خیلی عجیب بود که این دوستان شماره من را از کجا آورده بودند؟ اما خوشحالم که این سریال مورد توجه مردم قرار گرفته است، چون موفقیت این سریال به اقبال عموم است نه نظر یک عده خاص.
آقای ورزی صحبتی کرده بودید که اتفاقا در سایتها هم منعکس شد. دوست دارم انگیزهتان از این حرف که گفته بودید «به هرکس که ثابت کند من از کارهای مرحوم حاتمی کپیبرداری کردهام 5 میلیون میدهم» را بدانم؟
چه خوب که این سوال را کردید. من چند هفته گذشته رفته بودم امامزاده عبدالله برای زیارت، بعد از آن به یک مغازه گلفروشی رفتم، آقایی وارد شد و مرتبا با تیزی به من نگاه کرد. اولش خیال کردم که متکدی است و منتظر یک کمک است، اما او با یک حالت تهاجمی به سمت من آمد و با لحن خیلی بدی به من گفت تو چرا از علی حاتمی تقلید میکنی و یکسری تخریبهای بیسر و ته دیگر، من که از لحن خیلی بد او آزرده شدم، گفتم من با شما حرفی ندارم و نمیخواهم جواب تو را بدهم، اصلا هرکاری که دلم بخواهد میکنم.
او در پاسخ حرف من گفت، تو رانت میخوری و از این حرفها که من خیلی عصبانی شدم. گفتم من هرکاری که بخواهم میکنم به تو هم ربطی ندارد، در همان لحظه دیدم که گوشیاش را طوری در دستش گرفته بود که انگار داشت صدای من را ضبط میکرد. به او گفتم تو اصلا معلوم نیست از طرف چه کسی مامور شدهای که من را تخریب کنی، من به تو هیچ جوابی نمیدهم و حتی نمیخواهم با تو همکلام شوم.. من دوست دارم ورزی باشم نه نفر دوم یک نفر دیگر.
من ورزی هستم و ازکسی تقلید نمیکنم و ادای استاد حاتمی را هم در نمیآورم. زمانی مثلا شما بهعنوان یک خبرنگار از من انتقاد میکنید، مثل همین مصاحبه، من هم جواب شما را میدهم و برای تصمیماتم دلیل میآورم، این میشود یک تعامل، نه اینکه کسی به قصد تخریب بیاید تا کسی را له کند، این اصلا درست نیست. من در این رابطه میخواهم یک جملهای بگویم که امیدوارم آن را چاپ کنید: انسانهایی که خودشان حقیر و کوچک هستند، از هر راهی استفاده میکنند تا دیگران را تخریب کنند، از هر راهی... .
با یوسف صیادی به بهانه حضور متفاوت در «سالهای مشروطه»
آغاجوهر یک شخصیت مستند صرف نبود
بهناز شیربانی: یوسف صیادی را پیشتر با ایفای نقشهای طنز بهخاطر میآوریم؛ «پسر تهرونی»، «دلداده»، «زندگی شیرین» و... بخشی از فیلمشناسی صیادی در کارهای طنز است. او که همواره به حضور و تجربه در گونههای مختلف بازیگری معتقد بوده، اولین حضورش در یک اثر تاریخی را در سریال «سالهای مشروطه» به نمایش گذاشت؛ حضوری متفاوت که برخلاف دیگر شخصیتهای داستان تا حدودی برگرفته از تاریخ بوده است و ما بقی آن حاصل ایدههای مشترک محمدرضا ورزی و یوسف صیادی. با یوسف صیادی به بهانه بازی در این مجموعه و ایفای نقش آغا
سریال «سالهای مشروطه» نخستین تجربه حضور شما در گونه کارهای تاریخی است. کمی از نحوه حضورتان در این کار صحبت میکنید؟
بله، سالهای مشروطه نخستینتجربه من در زمینه كارهاي تاریخی است و بعد از پیشنهاد آقای ورزی برای حضور، من در این کار پذیرفتم که در کنار سایر دوستانم باشم.
شخصیت «آغاجوهر» از معدود نقشهایی است که از قسمتهای نخست کار، بسیار خوب با مخاطب ارتباط برقرار کرد. با توجه به اینکه شخصیت «آغاجوهر» یک شخصیت تاریخی است و بازی در این نقشها کمی مشکلتر است، تا چه حد تیپسازی به دیده شدن این نقش کمک کرد؟
شخصیت آغاجوهر یک نقش کاملا تیپیکال است. آغاجوهر خواجه دربار و به نوعی تنها فردی است که به مادر شاه «مهدعلیا» بسیار نزدیک است. شخصیت آغاجوهر تا حدودی برگرفته از تاریخ است که با ذهن نویسنده کمی بار درام این نقش بیشتر شده و در کل میتوان گفت آغاجوهر یک شخصیت مستند صرف نبود.
تا چه حد در ایفای این نقش از بداههپردازی استفاده کردید؟
تکتک شخصیتهای این مجموعه با نظر کارگردان فاکتورهایی را به نقش اضافه یا کم میکردند. درباره شخصیت آغاجوهر هم این اتفاق افتاد یعنی در طول کار یکسری اتود زده شد و اگر مورد قبول آقای ورزی قرار میگرفت، میتوانستم تا حدودی در شخصیت آغاجوهر از بداهه استفاده کنم. آغاجوهر در کل شخصیت مثبتی نبود و طی صحبتهایی که با آقای ورزی داشتم به این نتیجه رسیدیم که با استفاده از لحن و فرم گریم و صورتش، تبدیل به یک شخصیت شیرین شود. خندههای خاص این شخصیت و گریمی که نتیجه زحمات آقای شهرام خلج است تاثیر زیادی در بهتر دیده شدن نقش آغاجوهر داشت.
بازی در نقشهای تاریخی سختیهای خاص خودش را دارد. سالهای مشروطه برای یوسف صیادی چگونه تجربهای بود؟
کارهای تاریخی اصولا سختیهای خاص خودشان را دارند و با توجه به اینکه سالهای مشروطه در مدت زمان کوتاهی ساخته شد، کار را سختتر میکرد اما من معتقدم که یک بازیگر در هر زمینهای باید تجربه داشته باشد. حضور در سالهای مشروطه نیز یک ریسک بود؛ اینکه با توجه به سابقه من و اینکه در کارهای طنز دیده شدهام، مردم این نقش را میپذیرند یا خیر که خوشبختانه با توجه به بازتابهایی که میان مردم داشته است فکر میکنم تا حدودی توانستهام به ایدهآلهای آقای ورزی و انتظاری که از شخصیت آغاجوهر داشت نزدیک شوم.
کار با محمدرضا ورزی چطور بود؟
حداقل درباره تاثیر محمدرضا ورزی در شخصیت آغاجوهر میتوانم بگویم از آنجایی که من احاطه کاملی به تاریخ نداشتم، راهنماییهای ایشان بسیار موثر بود.
کمی از سریال سالهای مشروطه فاصله بگیریم. درباره تازهترین ساخته خود، «خواهران عجیب و غریب» صحبت کنید.
خواهران عجیب و غریب برای پخش در نوروز در نظر گرفته شده است. خواهران عجیب و غریب داستان چند خواهر را روایت میکند که پس از مرگ خالهجان، وارث خانه قدیمی و گرانقیمت او میشوند و رسیدن به این خانه شرطی دارد و آن این است که آن خواهران ازدواج کنند. این فیلم در گونه طنز ساخته شده است و امیدوارم کار قابل قبولی باشد.
در آینده شاهد چه کارهایی از یوسف صیادی خواهیم بود؟
در حال حاضر مشغول بازی در فیلم «زنان ونوسی مردان مریخی» کاظم راستگفتار هستم. سریال «دارا و ندار» مسعود دهنمکی را برای پخش در نوروز دارم و فیلم سینمایی «بستنی یخی» آرش معیریان را نیز به اتمام رساندهام که بزودی اکران خواهد شد.
نگاهی به سریال «سالهای مشروطه»
روزشماری ملالآور از تاریخ
سیامک احمدی:
تاکنون تاریخ مشروطیت به طور کامل در هیچ سریالی ساخته نشده و برای نخستینبار در سریال «سالهای مشروطه» است که این دوره از تاریخ به تصویر کشیده میشود. آنچه مسلم است دوران مشروطه در تاریخ چند هزار ساله کشور ما برههای خاص، تعیینکننده و البته تاثیرگذار بوده که فراوانی شخصیتها و اتفاقات گوناگون به آن ابعاد مختلف سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و... بخشیده است. سریال «سالهای مشروطه»، آخرین بخش از تریلوژی تاریخ معاصر است که فازهای دوم و سوم آن به نامهای «پدرخوانده» و«عمارت فرنگی» در سالهای گذشته توسط محمدرضا ورزی، نویسنده و کارگردان جوان کشور ما ساخته شد. این سریال از ابتدای سلطنت ناصرالدینشاه تا انقلاب مشروطه را به تصویر میکشد که در «سالهای مشروطه» وقایع تاریخی از زمان صدارت میرزا تقیخان – امیر کبیر- تا بهمن 57 بررسی میشود. از مهمترین فصلهایی که در این سریال بررسی میشود، انقلاب مشروطه، علمای آن دوران، روشنفکری غربی، مشروطه مشروعه و به انحراف کشیده شدن مشروطیت و مشروطهخواهان است. در این سریال، زندگی 5 پادشاه ایران در مدت 70 سال روایت میشود و در آن 130 شخصیت مختلف حضور دارند که توسط بازیگرانی چون اکبر عبدی (مظفرالدینشاه)، محمد صادقی (امیرکبیر)، آزیتا حاجیان (مهد علیا)، ایرج راد (ناصرالدینشاه میانسال)، محمد مطیع (اتابک)، رضا رویگری(میرزای آشتیانی، کریم دواتگر)، زهیر یاری (اصلان)، داریوش کاردان (میرزا آقاخان نوری)، شهرام عبدلی(محمدعلی شاه)، فرخ نعمتی (میرزای شیرازی)، قاسم زارع (میرزارضاکرمانی)، تینا پاکروان (امینه)، یوسف صیادی (آغاجوهر)، جمشید جهانزاده (شاپشال)، فریبا خادمی (مادام حاجیعباس)، چنگیز وثوقی (کامران میرزا)، ولیالله مومنی (پهلوان علی اکبر)، علی رامز (کلنل فرانت)، خسرو فرخزادی (حاج امین الضرب)، شهروز ابراهیمی (تالبوت)، آناهیتا دری(انیسالدوله)، سعید شیخزاده (ناصرالدین شاه جوان)، ناصر خاوری، حسن کاخی، شیرین ایزدی، علیرضا حقشناس، خسرو بامداد، مهری ودادیان، اسدالله یکتا، شهره نیکنام، اصغر ضرابی،... و جمشید مشایخی (کمالالملک و دو نقش دیگر) جان گرفته اند.
سریال سالهای مشروطه، با خطی روایی، فیلمبرداری، گریم، طراحی لباس و دكور، داستان، تیتراژ و... تلاش کرده است سالهایی از سلطنت قاجاریه که منجر به مشروطه شد را به تصویر بکشد. آنچه مسلم است علاقه به تاریخ در همه دورهها و بیشتر انسانها وجود دارد، چون سیر و سفر در تاریخ همیشه جذابیتهای خاص خود را داشته است اما آیا این نباید با آنچه حقیقت بوده برابری یا حتی هماهنگی داشته باشد؟ در جایی گفته شده: «روایت تاریخ باید با تحلیل همراه باشد تا درسآموز شود وگرنه کارهای تاریخی تنها روزشمارهایی خواهند بود که تکرارشان ملالآور شده است.» و به راستی این در سریال «سالهای مشروطه» به کار گرفته شده است. در سالهای اخیر آثاری چون پدرخوانده، کاخ تنهایی، مظفرنامه، کودتا و... از کارگردان مذکور دیده شده است اما تا به حال آثار وی تا چه حد تاثیرگذار بوده و در حافظه مخاطب جای گرفته، پرسشی است که میتوان با تماشای سریال «سالهای مشروطه» به آن پاسخ داد. در این راستا باید گفت که در ابتدای ساخت آثاری از این دست که ارتباطی تنگاتنگ با دورههای تاریخی دارند، فیلمساز بیشک با این پرسش روبهرو میشود که چه چیز تازهای میخواهد برای تماشاگر در بستر یک درام تاریخی عرضه کند که در غیر این صورت بسیاری از آثار مستند و تصاویر آرشیوی به جا مانده از تاریخ معاصر با یک گفتار مناسب بسیار گویاتر از اثری داستانی با روایتی ملالآور است که هزینههای هنگفتی برای طراحی صحنه و لباس، چهرهپردازی، ساخت دکور و دستمزد بازیگران آن صرف شود. با نگاهی دقیق به گستره این موضوع چه از جنبه تاریخی و وقایع منحصر به فرد آن و چه از جنبه تکنیکی ساخت یک اثر میتوان گفت که سریال «سالهای مشروطه» در عین ارزشمند بودن از نظر قدر و اندازه و زحمتی که در این پروژه کشیده شده و واکاوی برخی ناگفتههای تاریخی که صد چندان کار را بر اصحاب آن مشکلتر خواهد کرد، از غنای چندانی در استفاده از منابع و حتی فن درست و صحیح دیالوگنویسی برخوردار نیست، چراکه با نگاهی گذرا به گذشته و کارهایی که از قبل در این زمینه انجام شده به مانند آثار زندهیاد علی حاتمی و بازیگرانی که در نقشهای مختلف یادگار ارزشمندی از خود بر جای گذاردهاند به مانند سعید نیکپور، میتوان بیغرض بیان داشت که این سریال در کنار نقل غیردقیق دیالوگها و انتقال نادرست شخصیت و شأنیت بزرگان و علمای آن دوره از تاریخ، از مشورت و تحقیق و پرس و جو از اصحاب علم و متخصصان مربوطه هیچ سودی نبرده است و بیشتر به تاویلی شخصی گوشه میزند. آنچه مسلم است اینکه کارگردان این سریال که در سابقه خود ساخت چند اثر تاریخی را یدک میکشد از جمله کسانی است که دغدغه خاصی برای ساخت سریالهای تاریخی نشان داده اما در هر پروژه به وضوح روشن است که اعتقاد خاصی به مشورت با متخصصان فن ندارد و این صد البته به کاستیها افزوده است. به هر روی روایت و روایتگری قصهها و غصههای تاریخ همچنان ادامه خواهد داشت چرا که تاریخ و قصههایش هیچگاه کهنه و قدیمی نمیشوند و سفر به آن دوران برای مخاطبان امروز که حتی در روزمرگی خویش چند خطی از تاریخ را مرور نمیکنند نیز جذابیت دارد. شاید به نوعی دیگر باید گفت که تاریخ در حال تکرار است، کافی است که چشمان بسته را باز کرد و خوب نگریست.
تازه های فرهنگ
غریبپور حافظ را در اپرای عروسکی روایت میکند
مهر: بهروز غریبپور از تولید اپرای عروسکی «حافظ» و «لیلی و مجنون» به عنوان پروژههای سال 89 گروه تئاتر «آران» خبر داد. او همچنین قصد دارد رپرتوآر 4 اپرای عروسکی «رستم و سهراب»، «مکبث»، «عاشورا» و «مولوی» را فروردین سال آینده آغاز کند.
زیباییشناسی گفتمان در حوزه هنری استان تهران
وطنامروز: پنجمین نشست نشانه معناشناسی نوین در حوزه هنری استان تهران با موضوع زیباییشناسی گفتمان برگزار میشود. حمیدرضا شعیری در این نشست مبحث گفتمان را از بعد شناختی، عاطفی، حسی- ادراکی و زیبایی شناختی بررسی میکند.کتاب مبانی نشانه- معناشناسی نوین مرجع مباحث مطرح شده در کارگاه خواهد بود. علاقهمندان میتوانند برای کسب اطلاعات بیشتر به حوزه هنری استان تهران واقع در میدان آرژانتین، خیابان شهید احمد قصیر، خیابان دوازدهم، پلاک3 مراجعه کنند.
احمد شاکری دبیر هشتمین جشنواره قلم زرین شد
فارس: احمد شاکری، داستاننویس و منتقد ادبی، به عنوان دبیر هشتمین جشنواره قلم زرین انجمن قلم ایران انتخاب شد. در آخرین جلسه هیات مدیره انجمن قلم ایران که به ریاست علیاکبر ولایتی و با حضور محمدرضا سرشار، راضیه تجار، فیروز
زنوزی جلالی، سمیرا اصلانپور و رضا رسولی تشکیل شد، به اتفاق آرا، احمد شاکری به عنوان دبیر هشتمین جشنواره قلم زرین انجمن انتخاب و این موضوع به وی ابلاغ شد.
اعتراض به نمایش فیلم صهیونیستی در برلین
فارس: نمایش فیلم مستند رژیم اشغالگر قدس با عنوان «فیلمی که تمام نشد» در جشنواره شصتم فیلم برلین، اعتراض تماشاگران مسلمان را برانگیخت. در هنگام نمایش این فیلم که درباره آخرین روزهای یهودیان زندانی در گتوی ورشو در لهستان قبل از اعدامشان توسط نازیهاست، یک تماشاگر مسلمان به پا خاست و با یادآوری حوادث سال گذشته در غزه عنوان کرد آنچه به دست نازیها در لهستان اتفاق افتاده، کمتر از جنایت رژیم اشغالگر قدس در غزه نیست. این اعتراض، همراهی عدهای دیگر از تماشاگران عرب و مسلمان را به همراه داشت.
نمیخواهم فیلمم در طرح اکران فرهنگی باشد
ایسنا: شهرام مکری کارگردان فیلم «اشکان، انگشتر متبرک و چند داستان دیگر» که قرار بود آبانماه اکران شود، گفت: طبق آخرین صحبتهایی که با تهیهکننده این فیلم داشتیم، امیدواریم که بتوانیم این اثر را خردادماه اکران کنیم، هرچند به تعویق افتادن این موضوع باعث شده که خوشبینیام را از دست بدهم. وی در عینحال گفت: یکی از مشکلاتی که ما برای اکران داریم آن است که نمیخواهیم این فیلم در قالب طرح اکران فرهنگی به نمایش درآید، به همین دلیل درحال مذاکره با پخشکنندگان و سینماداران هستیم تا بتوانیم این فیلم را در گروه به نمایش درآوریم.
«به رنگ ارغوان»4 روزه 100 میلیونی شد
فارس: با اضافه شدن رقم فروش روز جمعه و شنبه «به رنگ ارغوان» اثر «ابراهیم حاتمیکیا»، فروش این فیلم در 4 روز نخست نمایش از مرز 100 میلیون تومان گذشت. استقبال مردم از فیلم «به رنگ ارغوان» ساخته ابراهیم حاتمیکیا در اولین جمعه اکران این فیلم قابل توجه بود و در برخی سینماهای تهران، این فیلم در سانس فوقالعاده به نمایش درآمد. فیلم سینمایی «به رنگ ارغوان» درحدود 90 سینمای تهران و شهرستانها اکران شده است.
آوازخوان بزرگ بلوچ درگذشت
وطنامروز: کمال هوت ، شاعر و خواننده برجسته بلوچستان سحرگاه دیروز در 68 سالگی درگذشت. کمال خان هوت خواننده برجسته و نوازنده تنبورک موسیقی مقامی بلوچستان به دلیل ضعف جسمی به بیمارستان امام علی(ع) چابهار منتقل و در
سی سی یو بستری شد که پس از رسیدگیهای پزشکی ساعت 2 بامداد دیروز دار فانی را وداع گفت. سبک خوانندگی کمال خان ، حماسی و پهلوانی بود که از اصیلترین و قدیمیترین گونههای موسیقی بلوچی بوده و در بلوچستان رواج داشته و اعتبار و ارزش بسیاری نزد بلوچها دارد.
انتشار اشعار چاپنشده پابلو نرودا
فارس: همزمان با برپایی سمینار سالانه آکادمی زبان و ادبیات اسپانیایی در شیلی، مجموعه اشعار منتشر نشده «پابلو نرودا» شاعر مبارز اهل شیلی، منتشر و توزیع میشود. این آکادمی مجموعهای از اشعار «نرودا» صاحب جایزه ادبی شعر نوبل را گردآوری و منتشر کرده است. این مجموعه قرار است همزمان با برگزاری سمینار سالانه آکادمی زبان و ادبیات اسپانیایی در شیلی رونمایی شود.
+ نوشته شده در چهارشنبه پنجم اسفند ۱۳۸۸ ساعت 21:34 توسط محمد تاجیک
|