در نيمه دوم سال 1375، سريالي خانوادگي از شبكه سيماي جمهوري اسلامي پخش شد كه پس از نمايش يكي دو قسمت اوليه، در اثر استقبال فراوان مخاطبان كه اكثر آنها در چارچوب خانواده بودند، تبديل به يك پديده تلويزيوني شد و در كنار سريال امام علي(ع) كه در همان روزها از تلويزيون پخش ميشد، پرازدحامترين ساعات آنتن را به خود اختصاص داد.
گونههاي خانوادگي در نظام سريالسازي تلويزيون چه ايران و چه در سطح جهان يكي از اساسيترين رهيافتها را تشكيل ميدهد و با توجه به اين كه مخاطبان اين رسانه نيز برخلاف سينما كه ساحتي فرديتآميزتر دارد، عمدتا در حوزه خانواده است كه ارتباط رسانهاي پيدا و از اين نوع سريالها استقبال زيادي ميكنند. در تاريخ مجموعههاي تلويزيوني ايران نيز چه قبل و چه بعد از انقلاب اسلامي همواره غلبه با همين رويكردهاي خانوادگي بوده است.
پس چرا در سطور قبلي از سريال پخش شده سال 1375، با صفت پديده ياد كرديم؟ مگر چه وجه تمايزي بين اين اثر با ساير مجموعههاي خانوادگي سيما ديده ميشد؟
نام آن سريال محبوب كه در نوبتهاي بعدي پخشاش در سالهاي آينده همچنان پرمخاطب به نظر ميرسيد در پناه تو بود؛ سريالي كه متنش را عليرضا طالبزاده نوشته بود. در آن سالها طالبزاده خيلي معروف نبود و آثاري از قبيل مدرسه پيرمردها را براي سينما نگاشته بود اما با اين سريال شهرت و اعتبارش شكلي مضاعف به خود گرفت، آن سان كه در مدتي كوتاه تبديل به يكي از حرفهايترين فيلمنامهنويسان آثار داستاني تلويزيون گرديد.
بينندگان جدي و علاقهمند تلويزيون با نام او طي سالهاي اخير با سريالهاي ارزشمندي از قبيل صاحبدلان، دوران سركشي و رقص پرواز برخورد داشتهاند. طالبزاده استاد ايجاد موقعيتهاي پيچيده دراماتيك در قالب محدود تلويزيون و روايت پردامنه سريالي است و با رهيافتي كه بيشباهت به اگزيستانسياليسم مذهبي نيست، ضمن پرهيز از قطببنديهاي كليشهاي شخصيتي و منفي يا مثبتانگاري، بحث مسووليت فردي انسان را در مسير انتخابهايش در تار و پود درام نوشتههايش به ظرافت ميتند. سريال در پناه تو از همين رويكرد الگو گرفته بود و برخلاف اغلب سريالهاي خانوادگي كه به جاي موقعيتپردازي، دچار رسوبزدگيهاي ذهنيتي ميشوند و طبق فرمولهايي سطحي و مستعمل، اعضاي يك خانواده را برحسب عروس، مادرشوهر، داماد، باجناق و ... طبقهبندي ميكنند، اساس كار را در همين مواجهه هريك از آدمهاي داستان در برابر انتخابهايشان قرار داده بود و سرنوشت و سرشت بشر را به مثابه عامل پيشبرنده روايت و عنصر تعميقبخش لايههاي شخصيتي به كار گرفته بود. كارگردان در پناه تو حميد لبخنده بود كه جدا از سوابق تئاترياش، در تلويزيون نيز پيشينه كارگرداني و نويسندگي نمايشهايي تلويزيوني را ميشد در كارنامهاش جستجو كرد كه اغلب وجهه تاريخي ادبي داشتند.
در پناه تو داستان تعدادي از دانشجويان تئاتر را در رشته طراحي صحنه تعقيب ميكرد. بين 2 نفر از اين دانشجويان محمد و مريم علاقهاي پنهان وجود دارد كه هريك از ابراز آن به ديگري پرهيز دارد و در اين بين با حضور خواستگاري به نام رامين كه از دوستان محمد است و در باب ازدواج نيز با او مشورت كرده است، روند داستان رو به پيچيدگي ميرود. ازدواج رامين و مريم كه به مرور زمان، وجود اشتباه و نادرست بودن آن عيانتر ميشود، فرجامي جز جدايي به خود نميگيرد و اين روند، موقعيت هريك از اين آدمها يعني محمد و مريم و رامين را در برابر تصميمات نادرستشان در قبال زندگي، عشق، حرفه و ... به ميزان ارزيابي مينهد.
اين سريال قبل از آن كه وارد مرحله اجرا شود، بر سر روند اصلياش در فيلمنامه مورد بحث فراوان بين كارگردان و نويسنده و مشاور فيلمنامه (خسرو دهقان) قرار گرفت و درخصوص وضعيتها، آدمها، شرايط و ايدهها بررسيهايي به عمل آمد كه در نهايت به تعيين شناسهها و سنجهها و شاخصههايي منتهي شد. از همينرو است كه مثلا شخصيتي مثل رامين بيشباهت به شخصيتهاي تراژدي يونان باستان نيست، آنسان كه بيگناه تقصير ميكند و رنج ميبرد و به زندگي ادامه ميدهد در حالي كه ناخواسته اطرافيانش را مورد آزار قرار ميدهد. بدين ترتيب هر يك از شخصيتها ريشه در يك الگوي ملموس داشتند تا مبادا آفت تيپسازي در قبالشان شكل بگيرد. اين در حالي است كه هويت شغلي و تحصيلي هريك از آدمهاي اصلي كه ريشه در تئاتر دارد، بيتاثير در نوع ديدگاه و عملكردشان نيست و بحث نقاب زدن بر چهره احساساتشان و پناه بردن به ساحت نقش ايفا كردن در مقابل ديگران درخصوص خصوصيترين لايههاي زندگي و عاطفيشان، از همين خاستگاه سرچشمه ميگيرد. اتفاقا حميد لبخنده نيز با ايجاد ميزانسنهايي ظريف اين دوگانگيها و تقابلها را به شكلي هنرمندانه بازتاب داده است، مثلا در يكي از سكانسها كه مربوط به روز قبل از جدايي مريم و رامين است و مريم را در خانه پدرياش ميبينيم، دوربين او را در حالي نشان ميدهد كه بچهاي از اهالي فاميل را در آغوش گرفته است و در آخرين نماي سكانس دارد او را ميخواباند. مادر كه براي پدر بچه چاي آورده است پشت ميز مينشيند و به كاري مشغول ميشود و اين در حالي است كه مادر در پيشزمينه و به شكل متمركز و واضح، اما مريم و بچه در پسزمينه و به شكل فلو و ناواضح رويت ميشوند. اين تمهيد با توجه به اين كه از قبل ميدانيم علت اصلي بحران در زندگي مريم نازايي اوست، كاركردي مفهومي به خود ميگيرد و حس عاطفي صحنه را با توجه به حضور مادر در پيشزمينه تقويت ميكند يا مثلا در صحنهاي ديگر رامين با چهرهاي مجروح در يك سالن نمايش به سراغ محمد ميآيد و ابعادي از زندگي خصوصياش را براي او مطرح ميكند. لبخنده در اين سكانس، كل صحنه را در سالن خالي به نمايش ميگذارد. محمد روي صحنه است و رامين در پايين آن ايستاده است و هر دو در حال بازي هستند، منتها اولي با پنهانسازي احساسش نقش ايفا ميكند و دومي اعتبار حيثيتي خويش را به بازي ميگيرد و اين در حالي است كه تاكيد بر صندليهاي خالي، معطوف به خود تماشاگران تلويزيون است. همچنين خروج آدمها از محضر طلاق كه با بهرهگيري از راهپلهها و نوري كه از پنجره مقابل ميتابد و يك بار مريم و بار ديگر رامين در مقابل آن مكث ميكنند تا تاكيدي باشد بر نقش خودشان در ايجاد لحظات تاريك در زندگي شخصيشان.
سريال در پناه تو اگرچه بخشي از جذابيت خود را مرهون يكجور كليشهشكني و جسارتنمايي در نمايش عشق زميني با توجه به محدوديتهاي نهچندان موجه آن سالها بود و البته بدون آن كه در ورطه ابتذال بيفتد، صميميت و ملموس بودن روابطه عاطفي آدمها را به خوبي تداعي ميكرد، اما با اين حال بيانصافي است كه تماميت جذابيت اثر را معطوف به اين عنصر بدانيم. اين سريال در زمينه كارگرداني، متن، تصويربرداري، موسيقي و بازيگري جزو يكي از بهترينهاي سريالسازي در سيما به حساب ميآيد. لبخنده تركيبي دلنشين از حضور بازيگران مجرب و كارآمد (مثل ثريا قاسمي، سعيد پورصميمي و آزيتا لاچيني) و بازيگران جوان اما پراستعداد را در اين سريال رقم زد.
بسياري از اين بازيگران جوان بعدها هريك راهي مستقل را در سينما و تلويزيون پيش گرفتند كه اكنون جزو چهرههاي مطرح اين رسانهها هستند. لعيا زنگنه، حسن جوهرچي و پارسا پيروزفر شاخصترين اين بازيگران هستند. متاسفانه رامين پرچمي كه در نقش رامين به خوبي از عهده بازتاباندن شخصيت بلااراده او برآمده بود، مسيرهاي بعدي را به جديت ساير همبازيهايش ادامه نداد. البته اين نكته را به نوعي ميتوان به خود كارگردان مجموعه نيز نسبت داد، آنهايي كه موفقيت فراوان سريال در پناه تو نه در سريالهاي بعدي او مانند در قلب من تكرار شد و نه در ساحت سينما مثل فيلم آبي تداوم يافت.
با اين حال در پناه تو در تاريخ سريالهاي ايراني، جايگاهي ممتاز و شاخص دارد كه براي مخاطبان تلويزيون نيز همچنان واجد جذابيت است.
مهرزاد دانش